1/86
Looks like no tags are added yet.
Name | Mastery | Learn | Test | Matching | Spaced | Call with Kai | Chat |
|---|
No analytics yet
Send a link to your students to track their progress
les études
تحصیلات، تحصیل
une école de mode
مدرسه / دانشکدهٔ مد
particulièrement
بهخصوص، مخصوصاً
cher / chère
گران
coûter
هزینه داشتن، قیمت داشتن
coûter 15 000 euros l’année
سالی ۱۵٬۰۰۰ یورو هزینه داشتن
tout le monde
همه
pouvoir
توانستن
s’offrir quelque chose
از عهدهٔ هزینهٔ چیزی برآمدن، توان خرید چیزی را داشتن
un luxe
یک تجمل، چیز لوکس
la raison
دلیل
c’est la raison pour laquelle
به همین دلیل، این دلیلی است که به خاطر آن
décider de + infinitif
تصمیم گرفتن که…
ouvrir
باز کردن، افتتاح کردن
une école
مدرسه
gratuit / gratuite
رایگان
une condition
شرط
un diplôme
مدرک تحصیلی
sans condition de diplôme
بدون شرط داشتن مدرک
le but
هدف
décloisonner
از حالت بسته و انحصاری خارج کردن، دسترسی را گسترده کردن
donner une chance à quelqu’un
به کسی فرصت دادن
ceux qui
کسانی که
avoir les moyens de + infinitif
توان مالی انجام کاری را داشتن
ne pas avoir les moyens de + infinitif
توان مالی انجام کاری را نداشتن
se payer quelque chose
هزینهٔ چیزی را پرداخت کردن، چیزی را برای خود خریدن
une école de mode ordinaire
یک مدرسهٔ مد معمولی
ordinaire
معمولی
rester
باقی ماندن، همچنان بودن
sélectif / sélective
گزینشی
un candidat / une candidate
داوطلب
ne garder que
فقط … را نگه داشتن / پذیرفتن
une vingtaine de
حدود بیست
une promotion
یک دوره، یک ورودی
un critère
معیار
les critères de sélection
معیارهای انتخاب
être le suivant / être les suivants
به شرح زیر بودن
savoir + infinitif
بلد بودن / توانایی انجام کاری را داشتن
travailler en groupe
گروهی کار کردن
être créatif / créative
خلاق بودن
être passionné / passionnée
علاقهمند و مشتاق بودن
venir de
از … آمدن، اهل … بودن
un quartier
محله
un quartier prioritaire
منطقهٔ کمبرخوردار / محروم
défavorisé / défavorisée
محروم، کمبرخوردار
une fois
وقتی که، پس از اینکه
une fois inscrit(e)
پس از ثبتنام، وقتی ثبتنام شد
s’inscrire
ثبتنام کردن
commencer
شروع کردن
une formation
دورهٔ آموزشی
sur quinze mois
طی پانزده ماه
divisé / divisée en
تقسیمشده به
un module
بخش، ماژول
un cycle
دوره، چرخه
la prépa
دورهٔ آمادگی
permettre de + infinitif
امکان / اجازهٔ انجام کاری را فراهم کردن
remettre à niveau quelqu’un
سطح کسی را به حد مطلوب رساندن، ضعفهای آموزشی کسی را جبران کردن
une mise à niveau
رفع اشکالات و رساندن سطح به حد مطلوب
une sensibilisation à
آشنایی و آگاهیبخشی دربارهٔ
l’univers de la mode
دنیای مد
la formation
آموزش، دورهٔ آموزشی
créer
ایجاد کردن، طراحی کردن
une collection
مجموعه
une collection collective
یک مجموعهٔ گروهی
collectif / collective
جمعی، گروهی
mettre en scène
به صحنه بردن، طراحی و اجرای یک نمایش
un événement
رویداد
l’orientation
هدایت تحصیلی / شغلی
l’insertion
ورود و ادغام در بازار کار / جامعه
l’orientation et l’insertion
هدایت شغلی و ورود به بازار کار
plonger dans
وارد چیزی شدن، غرق چیزی شدن
le grand bain
قسمت عمیق استخر؛ بهصورت مجازی: محیط واقعی و چالشبرانگیز
un défilé
نمایش مد، فشنشو
une collaboration
همکاری
la création
ایجاد، طراحی
un portfolio
نمونهکار، پورتفولیو
s’associer à
با … همکاری کردن، شریک شدن با
proposer de + infinitif
پیشنهاد دادن که…
un maillot de foot
پیراهن فوتبال
un modèle
مدل، الگو
une marque
برند، نام تجاری
une place
جایگاه
le monde de la mode
دنیای مد
la street culture
فرهنگ خیابانی
indéniable
انکارناپذیر
plus que jamais
بیش از هر زمان دیگری
avoir sa place
جایگاه داشتن، جای خود را داشتن