1/104
Looks like no tags are added yet.
Name | Mastery | Learn | Test | Matching | Spaced | Call with Kai | Chat |
|---|
No analytics yet
Send a link to your students to track their progress
Cultivate
کشت و پرورش دادن
Grape
انگور
Late-summer
اواخر تابستون
Exceptionally
به طور خیلی زیاد استثنایی
Weeks ahead
هفته های پیش رو
Grower
باغبان یا کشاورز
Set off a scramble
یه تلاش فوری و اضطراری برای یه کاری
Shortened harvesting window
بازه ی محدود برداشت
Ensure
اطمینان حاصل کردن
Shortened
محدود
Year’s crop
محصول سال
Rally
(تجمع سیاسی (معنی اصلی
بسیج کردن مردم
Vineyards
تاکستان انگور
Extraordinary
به شدت و شدت بالا
Condition
وضعیت فعلی، شرایط، در مقاومت وسیله هم استفاده میشه
Trend
روند
Observe
مشاهده کردن (فعل)
مشاهده کردیم (صفت)
Significant
قابل توجه و چشمگیر
Significant shift
یه تغییر قابل توجه و چشم گیر
Co-president
رییس مشترک یه سازمانی
Local trade associations
انجمن / اتحادیه صنفی محلی
Shift
تغییر
Logistical
راهبردی، آمایشی
Roughly
تقریبا، حدودا
Logistical challenges
چالش های راهبردی
Across the region
سرتاسر منطقه
A bit thrown by something
غافلگیر شدن از چیزی
Milder
معتدل تر، ملایم تر(برای آب و هوا)
Throughout
سرتاسر
Chunk
بخش بزرگی از چیزی (مثلا زمان)
Irrigating
آبیاری کردن
Cut both ways
شمشیر دو لبه
Mildew
سفیدک
Favorable
مطلوب، مساعد
Blaze
شعله
Ripen
رسیده مثل میوه
Content
محتویات
Retailer
خرده فروشی
Wholesaler
عمده فروش
Industry
صنعت
Drought
خشکی
Wildfires
آتش سوزی پر خسارت
Tariffs
تعرفه و مالیات
Adapt
سازگار شدن
Pledge
تعهد و قول
Administration
اداری
Administration officials
مقامات دولت
Negotiations
مذاکرات
Retailated
تلافی کردن
Compare
مقایسه کردن
Collapse
سقوط
Collapse into war
درگیر جنگ شدن
Trade talks
مذاکرات تجاری
Talks
مذاکرات
Reveal
فاش کردن
Measures
تدابیر
Contribute
کمک کردن، اهدا کردن، منجر شدن
Breakdown
خراب شدن، شکست خوردن
Dominate
غلبه داشتن، دست برتر داشتن رو چیزی
Dispute
اختلاف و درگیری، نزاع
French language news outlets
شبکه های خبری فرانسوی زبان
Animosity
خصومت و دشمنی
Further
عمیق بودن یه چیزی
Good will
حسن نیت
Erode
از بین بردن، خراب کردن، فرسودن
Establish
بنا کردن، تاسیس کردن
The oval office
دفتر کاخ رییس جمهور
Executive order
فرمان اجرایی
Clash over something
اختلاف و درگیری سره چیزی
Regulation
قانون و مقررات
Allude
اشاره غیرمستقیم به چیزی
Trade nagotiaters
مذاکره کننده های تجاری
Labeling
برچسب زدن، نشان زدن
Constructive
سازنده
Clarification
شفاف سازی
Mutually
دو طرفه و متقابل
Sovereignty
حاکمیت ملی
Withdrawing position
عقب نشینی، تغییر موضع دادن
Representative
نماینده
Air
منتشر شدن، پخش شدن
Public broadcaster
رسانه عمومی
Broadcaster
رسانه، گوینده توی تلویزیون
Make or break issue
مسئله حیاتی و تعیین کننده
Commerce secretary
وزیر بازرگانی
Commerce
تجارت و بازرگانی
Secretary
وزیر
Bring something up
پای حرفی رو وسط کشیدن
Treat
استفاده، رفتار کردن، روش، درمان
Hard line intervention
مداخله های سرسختانه
Intervention
مداخله کردن
Ultimately
در نهایت
Statement
بیانیه
Acromonious
تند و خشن، زننده
Rouge
دزد
Mandated
اجباری
Constitution
قانون اساسی
Bargain
چونه زدن
Backlash
واکنش جدی
Campaigning
کمپین زدن
Provincial
استانی