1/74
Looks like no tags are added yet.
Name | Mastery | Learn | Test | Matching | Spaced | Call with Kai | Chat |
|---|
No analytics yet
Send a link to your students to track their progress
se + verbe (verbe pronominal)
ساختار فعل انعکاسی؛ مثل se reconvertir، se renseigner، se sentir
se reconvertir
مسیر شغلی خود را تغییر دادن
Je me reconvertis.
من مسیر شغلیام را تغییر میدهم.
Tu te reconvertis.
تو مسیر شغلیات را تغییر میدهی.
Il/Elle se reconvertit.
او مسیر شغلیاش را تغییر میدهد.
se renseigner sur + nom
درباره چیزی اطلاعات کسب کردن
Je me renseigne sur cette formation.
من درباره این دوره آموزشی اطلاعات کسب میکنم.
se sentir + adjectif
احساس کردن + صفت
Je me sens utile.
من احساس مفید بودن میکنم.
choisir de + infinitif
انتخاب کردن / تصمیم گرفتن که کاری را انجام دهد
Elle a choisi de se reconvertir.
او تصمیم گرفت مسیر شغلیاش را تغییر دهد.
vouloir + infinitif
خواستن که کاری را انجام دهد
Je veux changer de métier.
میخواهم شغلم را تغییر دهم.
envisager de + infinitif
در نظر داشتن / قصد داشتن که کاری را انجام دهد
J’envisage de changer de métier.
در نظر دارم شغلم را تغییر دهم.
penser à + nom / infinitif
فکر کردن به چیزی / انجام کاری
Je pense à changer de métier.
به تغییر شغلم فکر میکنم.
commencer à + infinitif
شروع کردن به انجام کاری
Elle commence à se renseigner.
او شروع به کسب اطلاعات میکند.
devenir + nom / adjectif
شدن
Elle veut devenir humoriste.
او میخواهد کمدین شود.
être en cours
در حال انجام بودن
La reconversion est en cours.
تغییر مسیر شغلی در حال انجام است.
être en train de + infinitif
در حال انجام کاری بودن
Je suis en train de me reconvertir.
من در حال تغییر مسیر شغلیام هستم.
en + participe présent
با انجام دادن / در حالی که
en faisant
با انجام دادن
en apprenant
با یاد گرفتن
en travaillant
با کار کردن
gagner sa vie en + participe présent
با انجام کاری امرار معاش کردن
Elle gagne sa vie en faisant rire les autres.
او با خنداندن دیگران امرار معاش میکند.
avant de + infinitif
قبل از انجام کاری
Avant de changer de métier, je me renseigne.
قبل از تغییر شغل، اطلاعات کسب میکنم.
après + nom
بعد از + اسم
Après sa formation, elle devient humoriste.
بعد از دوره آموزشیاش، او کمدین میشود.
après avoir + participe passé
بعد از انجام دادن کاری
Après avoir suivi une formation, elle change de métier.
بعد از گذراندن یک دوره آموزشی، او شغلش را تغییر میدهد.
aimer + infinitif
دوست داشتن انجام کاری
J’aime apprendre de nouvelles choses.
من دوست دارم چیزهای جدید یاد بگیرم.
aimerait + infinitif
دوست دارد / مایل است انجام دهد
Elle aimerait devenir humoriste.
او دوست دارد کمدین شود.
oser + infinitif
جرئت انجام کاری داشتن
Elle ose changer de métier.
او جرئت میکند شغلش را تغییر دهد.
ne pas oser + infinitif
جرئت انجام کاری را نداشتن
Je n’ose pas changer de métier.
جرئت نمیکنم شغلم را تغییر دهم.
avoir peur de + nom / infinitif
ترس داشتن از چیزی / انجام کاری
J’ai peur de prendre des risques.
میترسم ریسک کنم.
Passé composé
زمان گذشته مرکب؛ برای بیان کاری که در گذشته انجام شده است
avoir + participe passé
ساختار رایج passé composé با فعلهای دارای avoir
Elle a choisi.
او انتخاب کرد / انتخاب کرده است.
Elle a commencé.
او شروع کرد / شروع کرده است.
Elle a réalisé une reconversion.
او یک تغییر مسیر شغلی انجام داد.
a-t-elle choisi
شکل پرسشی رسمی «آیا او انتخاب کرد؟»
Pourquoi a-t-elle choisi de se reconvertir ?
چرا او تصمیم گرفت مسیر شغلیاش را تغییر دهد؟
Quel métier veut-elle faire ?
او میخواهد چه شغلی انجام دهد؟
Que faisait-elle ?
او چه کار میکرد؟؛ سؤال در imparfait
Combien de temps dure la formation ?
دوره آموزشی چقدر طول میکشد؟
Est-ce qu’il y a… ?
آیا … وجود دارد؟
Il y a
وجود دارد / هستند
que + phrase
که؛ برای وصل کردن جملهها
ce qu’on voudrait
چیزی که میخواهیم / آنچه که دوست داریم
ce que
آنچه / چیزی که
ce qu’on voudrait vraiment
چیزی که واقعاً میخواهیم
un métier que vous aimeriez faire
شغلی که دوست دارید انجام دهید
qui
که / کسی که؛ ضمیر موصولی برای فاعل
que
که / چیزی که؛ ضمیر موصولی برای مفعول
plus + adjectif
بیشتر / ـتر
plus libre
آزادتر
plus utile
مفیدتر
meilleur / meilleure
بهتر
une meilleure rémunération
درآمد بهتر
le plus
بیشترین / بیش از همه
ne … pas
ساختار منفی؛ … نکردن / نبودن
ne pas regretter
پشیمان نشدن
ne pas faire
انجام ندادن