1/29
Looks like no tags are added yet.
Name | Mastery | Learn | Test | Matching | Spaced | Call with Kai | Chat |
|---|
No analytics yet
Send a link to your students to track their progress
适应
Pinyin: shìyìng
معنی: عادت کردن به / سازگار شدن با
داستان:
适 = مناسب شدن، 应 = پاسخ دادن به شرایط → خودت را با شرایط جدید هماهنگ میکنی → 适应 = عادت کردن / سازگار شدن
جمله:
我已经适应这里的生活了。
معنی: من به زندگی اینجا عادت کردهام.
交
Pinyin: jiāo
معنی: دوست شدن / برقرار کردن رابطه، مخصوصاً در 交朋友
داستان:
交 را مثل دو نفر که به هم نزدیک میشوند و ارتباط برقرار میکنند تصور کن → 交 = ایجاد رابطه / دوست شدن
جمله:
我喜欢交朋友。
معنی: من دوست دارم دوست پیدا کنم.
平时
Pinyin: píngshí
معنی: معمولاً / در زمانهای عادی
داستان:
平 = عادی و بدون تغییر، 时 = زمان → زمان عادی زندگی → 平时
جمله:
我平时六点起床。
معنی: من معمولاً ساعت شش بیدار میشوم.
逛
Pinyin: guàng
معنی: گشتوگذار کردن / قدم زدن
داستان:
逛 را مثل راه رفتن بدون مقصد مشخص برای دیدن جاهای مختلف تصور کن → 逛 = گشت زدن
جمله:
我们去商场逛逛吧。
معنی: بیا برویم کمی در مرکز خرید بگردیم.
短信
Pinyin: duǎnxìn
معنی: پیامک / پیام متنی
داستان:
短 = کوتاه، 信 = پیام / نامه → یک پیام کوتاه → 短信
جمله:
我给你发了一条短信。
معنی: من یک پیامک برایت فرستادم.
正好
Pinyin: zhènghǎo
معنی: درست بهموقع / دقیقاً مناسب / اتفاقاً
داستان:
正 = درست، 好 = خوب → چیزی دقیقاً در زمان یا حالت مناسب قرار میگیرد → 正好 = درست بهموقع / دقیقاً مناسب
جمله:
你来得正好。
معنی: درست بهموقع آمدی.
聚会
Pinyin: jùhuì
معنی: مهمانی / دورهمی / دور هم جمع شدن
داستان:
聚 = جمع شدن، 会 = گردهمایی → 聚会 = دورهمی / مهمانی
جمله:
周末我们有一个聚会。
معنی: آخر هفته یک دورهمی داریم.
联系
Pinyin: liánxì
معنی: تماس گرفتن / در ارتباط بودن
داستان:
联 = وصل کردن، 系 = بستن و متصل کردن → دو نفر را به هم وصل میکنی → 联系
جمله:
有问题请联系我。
معنی: اگر مشکلی داشتی، با من تماس بگیر.
差不多
Pinyin: chàbuduō
معنی: تقریباً / تقریباً همینقدر / کموبیش
داستان:
差 = تفاوت داشتن، 不多 = زیاد نیست → تفاوت خیلی زیاد نیست → 差不多 = تقریباً
جمله:
我们差不多到了。
معنی: ما تقریباً رسیدهایم.
专门
Pinyin: zhuānmén
معنی: مخصوصاً / بهطور ویژه / اختصاصاً
داستان:
专 = مخصوص، 门 = دروازه → یک دروازه که فقط برای یک هدف خاص باز است → 专门 = اختصاصاً / مخصوصاً
جمله:
我是专门来看你的。
معنی: من مخصوصاً برای دیدن تو آمدم.
کلمهٔ جدید:
来看 — lái kàn — آمدن برای دیدن
毕业
Pinyin: bìyè
معنی: فارغالتحصیل شدن / فارغالتحصیلی
داستان:
毕 = تمام شدن، 业 = تحصیل / کار → تحصیلاتت را به پایان میرسانی → 毕业 = فارغالتحصیل شدن
جمله:
我明年毕业。
معنی: من سال آینده فارغالتحصیل میشوم.
麻烦
Pinyin: máfan
معنی: زحمت دادن / مزاحم شدن؛ دردسر / مشکل
داستان:
麻 = چیزی که ناراحتکننده و پیچیده است، 烦 = چیزی که باعث اذیت و ناراحتی میشود → 麻烦 = دردسر / زحمت
جمله:
麻烦你帮我一下。
معنی: لطفاً زحمت بکش و کمی به من کمک کن.
好像
Pinyin: hǎoxiàng
معنی: انگار / مثل اینکه / به نظر میرسد
داستان:
好 = خوب، 像 = شبیه بودن → چیزی شبیه یک حالت خاص به نظر میرسد → 好像 = انگار / به نظر میرسد
جمله:
他好像不高兴。
معنی: انگار او خوشحال نیست.
重新
Pinyin: chóngxīn
معنی: دوباره / از نو
داستان:
重 = دوباره، 新 = جدید → کاری را دوباره از حالت جدید شروع میکنی → 重新 = از نو / دوباره
جمله:
请重新说一遍。
معنی: لطفاً دوباره یک بار بگو.
尽管
Pinyin: jǐnguǎn
معنی: اگرچه / با اینکه
داستان:
尽 = تا حد کامل، 管 = کنترل کردن → با وجود شرایطی که وجود دارد، باز هم نتیجه ادامه پیدا میکند → 尽管 = اگرچه / با اینکه
جمله:
尽管很累,他还是继续学习。
معنی: با اینکه خیلی خسته است، باز هم به درس خواندن ادامه میدهد.
真正
Pinyin: zhēnzhèng
معنی: واقعی / حقیقی / واقعاً
داستان:
真 = واقعی، 正 = درست و حقیقی → چیزی که واقعاً درست و حقیقی است → 真正 = واقعی / حقیقی
جمله:
这是真正的友谊。
معنی: این یک دوستی واقعی است.
友谊
Pinyin: yǒuyì
معنی: دوستی / رابطهٔ دوستانه
داستان:
友 = دوست، 谊 = رابطهٔ دوستانه → 友谊 = دوستی
جمله:
我们的友谊很珍贵。
معنی: دوستی ما بسیار ارزشمند است.
کلمهٔ جدید:
珍贵 — zhēnguì — ارزشمند / گرانبها
丰富
Pinyin: fēngfù
معنی: غنی کردن / پربار کردن / غنی و متنوع
داستان:
丰 = پُر و فراوان، 富 = ثروت و فراوانی → چیزی را پُر و متنوع میکنی → 丰富 = غنی و پربار کردن
جمله:
读书可以丰富我们的生活。
معنی: کتاب خواندن میتواند زندگی ما را غنیتر کند.
无聊
Pinyin: wúliáo
معنی: خستهکننده / حوصلهسربر
داستان:
无 = هیچ، 聊 = گپ زدن → هیچ چیزی برای گپ زدن و انجام دادن نیست → 无聊 = حوصلهسربر
جمله:
一个人在家很无聊。
معنی: تنها در خانه بودن خیلی حوصلهسربر است.
讨厌
Pinyin: tǎoyàn
معنی: دوست نداشتن / متنفر بودن / بیزار بودن
داستان:
讨 = دنبال کردن و طلب کردن، 厌 = بیزار شدن → چیزی را نمیخواهی و از آن بیزاری → 讨厌 = دوست نداشتن / بیزار بودن
جمله:
我讨厌下雨天。
معنی: من از روزهای بارانی بدم میآید.
却
Pinyin: què
معنی: اما / با این حال / با وجود این
داستان:
却 را مثل برگشتن از یک انتظار به نتیجهای متفاوت تصور کن → 却 = اما / با این حال
جمله:
他很累,却还在学习。
معنی: او خیلی خسته است، اما هنوز در حال درس خواندن است.
周围
Pinyin: zhōuwéi
معنی: اطراف / پیرامون / محیط اطراف
داستان:
周 = اطراف و همهطرف، 围 = محاصره کردن → چیزی از همه طرف احاطه شده است → 周围 = اطراف
جمله:
学校周围有很多商店。
معنی: اطراف مدرسه مغازههای زیادی وجود دارد.
交流
Pinyin: jiāoliú
معنی: تبادل کردن / ارتباط و گفتگو کردن
داستان:
交 = ارتباط برقرار کردن، 流 = جریان داشتن → اطلاعات و حرفها بین دو نفر جریان پیدا میکند → 交流 = ارتباط و تبادل نظر
جمله:
我们可以用中文交流。
معنی: ما میتوانیم به زبان چینی با هم ارتباط برقرار کنیم.
理解
Pinyin: lǐjiě
معنی: فهمیدن / درک کردن
داستان:
理 = فهمیدن نظم و دلیل چیزها، 解 = باز کردن و حل کردن → موضوع را باز میکنی و دلیلش را میفهمی → 理解 = درک کردن
جمله:
我理解你的意思。
معنی: من منظور تو را میفهمم.
镜子
Pinyin: jìngzi
معنی: آینه
داستان:
镜 = چیزی که تصویر را نشان میدهد، 子 = شیء کوچک → یک وسیله که تصویرت را نشان میدهد → 镜子 = آینه
جمله:
她正在照镜子。
معنی: او در حال نگاه کردن به آینه است.
照 — zhào — نگاه کردن به / در آینه دیدن
而
Pinyin: ér
معنی: در حالی که / اما / و در عین حال
داستان:
而 را مثل وصل شدن دو بخش متفاوت یک جمله تصور کن → یک بخش را به بخش دیگر متصل میکند → 而 = در حالی که / اما
جمله:
他喜欢安静,而我喜欢热闹。
معنی: او آرامش را دوست دارد، در حالی که من محیط شلوغ را دوست دارم.
热闹 — rènao — شلوغ و پرجنبوجوش
当
Pinyin: dāng
معنی: وقتی که / درست در زمانِ / در هنگامِ
داستان:
当 را مثل قرار گرفتن درست در یک زمان یا موقعیت مشخص تصور کن → 当 = وقتی که / در هنگامِ
جمله:
当我回家的时候,他已经睡了。
معنی: وقتی من به خانه برگشتم، او قبلاً خوابیده بود.
困难
Pinyin: kùnnan
معنی: مشکل / دشواری / سختی
داستان:
困 = در وضعیت سخت و گرفتار بودن، 难 = سخت بودن → در شرایط سخت گیر میکنی → 困难 = دشواری / مشکل
جمله:
学习中文有很多困难。
معنی: یادگیری زبان چینی مشکلات زیادی دارد.
及时
Pinyin: jíshí
معنی: بهموقع / در زمان مناسب
داستان:
及 = رسیدن، 时 = زمان → قبل از اینکه زمان بگذرد، به آن میرسی → 及时 = بهموقع
جمله:
谢谢你及时帮助我。
معنی: ممنون که بهموقع به من کمک کردی.
陪
Pinyin: péi
معنی: همراهی کردن / همراه کسی بودن
داستان:
陪 را مثل یک نفر که کنار شخص دیگری مینشیند و او را تنها نمیگذارد تصور کن → 陪 = همراهی کردن
جمله:
我陪你去医院。
معنی: من همراه تو به بیمارستان میآیم.