Speak out B1 : lesson 1

0.0(0)
Studied by 1 person
call kaiCall Kai
Locked
learnLearn
examPractice Test
spaced repetitionSpaced Repetition
heart puzzleMatch
flashcardsFlashcards
GameKnowt Play
Card Sorting

1/11

encourage image

There's no tags or description

Looks like no tags are added yet.

Last updated 6:32 PM on 8/19/26
Name
Mastery
Learn
Test
Matching
Spaced
Call with Kai
Chat

No analytics yet

Send a link to your students to track their progress

12 Terms

1
New cards

Get on well with

با کسی خوب کنار آمدن / رابطه خوبی با کسی داشتن

get on well with + someone

مثال‌ها:

  • I get on well with my colleagues.
    با همکارانم رابطه خوبی دارم / خوب کنار می‌آیم.

  • Do you get on well with your boss?
    با رئیست رابطه خوبی داری؟

  • She gets on well with her parents.
    او با والدینش خوب کنار می‌آید.

  • We don’t get on well with each other.
    ما با هم خوب کنار نمی‌آییم.

🔹 get on well with در انگلیسی بریتانیایی خیلی رایج است.
در انگلیسی آمریکایی بیشتر می‌گویند:

get along well with

مثلاً:
I get along well with my coworkers. = با همکارانم خیلی خوب کنار می‌آیم

2
New cards

Be friendly with

Be friendly with + someone
یعنی: با کسی رفتار دوستانه داشتن / با کسی صمیمی بودن

ساختار:

Subject + be + friendly with + person

مثال‌ها:

  1. I am friendly with my colleagues.
    من با همکارانم رفتار دوستانه‌ای دارم.

  2. She is friendly with her neighbors.
    او با همسایه‌هایش صمیمی است.


3
New cards

Look up to

یعنی: کسی را تحسین کردن / برای کسی احترام زیادی قائل بودن

ساختار:

Subject + look up to + someone

مثال‌ها:

  1. I really look up to my father.
    من واقعاً پدرم را تحسین می‌کنم.

  2. She looks up to her older sister.
    او خواهر بزرگ‌ترش را خیلی قبول دارد / تحسین می‌کند.

🔹 look up to ≠ look down on

  • look up to someone → تحسین کردن و احترام گذاشتن

  • look down on someone → کسی را تحقیر کردن / خود را بالاتر دانست


4
New cards

Take after

یعنی: شبیه یکی از اعضای خانواده بودن، معمولاً از نظر ظاهر یا شخصیت.

ساختار:

Subject + take after + family member

مثال‌ها:

  1. I take after my mother.
    من شبیه مادرم هستم.

  2. She takes after her father.
    او شبیه پدرش است.

🔹 take after someone بیشتر برای شباهت خانوادگی استفاده می‌شود.

5
New cards

Hobbies

Hobbies

Hobby = سرگرمی / علاقه‌ای که در اوقات فراغت انجام می‌دهی
Hobbies = سرگرمی‌ها

ساختارهای رایج:

My hobby is + noun / -ing

My hobbies are + noun / -ing

مثال‌ها:

  1. My hobby is painting.
    سرگرمی من نقاشی کردن است.

  2. My hobbies are reading and cooking.
    سرگرمی‌های من کتاب خواندن و آشپزی هستند


6
New cards

Be part of

یعنی: بخشی از چیزی/گروهی بودن، عضو چیزی بودن

ساختار:

Subject + be + part of + noun

مثال‌ها:

  1. I am part of a great team.
    من عضو یک تیم عالی هستم.

  2. She is part of our family.
    او بخشی از خانواده ماست.


7
New cards

Bossy

سلطه‌گر / دستوردهنده / کسی که دوست دارد به دیگران دستور بدهد

نوع کلمه: صفت (adjective)

مثال‌ها:

  1. My sister is very bossy.
    خواهرم خیلی دستوردهنده است.

  2. Don’t be so bossy!
    این‌قدر به دیگران دستور نده!

🔹 Bossy معمولاً بار منفی دارد؛ یعنی کسی که مدام می‌خواهد به دیگران بگوید چه کار کنند.

8
New cards

Easy-going

یعنی: آسان‌گیر، راحت‌گیر، خوش‌برخورد و کم‌توقع

نوع کلمه: صفت (adjective)

مثال‌ها:

  1. He is very easy-going.
    او خیلی راحت‌گیر و خوش‌برخورد است.

  2. My boss is easy-going.
    رئیس من آدم راحت‌گیری است.


9
New cards

Generous


Generous

معنی:
سخاوتمند، دست‌ودلباز

ساختار:

be + generous + with + someone/something

تلفظ و استرس:

استرس روی بخش اول: GEN-er-ous
تقریباً: جِنِرِس

مثال‌ها:

  1. He is very generous with his friends.
    او با دوستانش خیلی دست‌ودلباز است.

  2. She is generous with her time.
    او در اختصاص دادن وقتش به دیگران سخاوتمند است.


10
New cards

Reliable

Reliable

معنی:
قابل اعتماد، مطمئن، قابل اتکا

ساختار:

be + reliable
a reliable + noun

تلفظ و استرس:

استرس روی بخش دوم: re-LI-a-ble
تقریباً: رِلایِبُل

مثال‌ها:

  1. She is very reliable.
    او خیلی قابل اعتماد است.

  2. He is a reliable employee.
    او کارمند قابل اعتمادی است.


11
New cards

Rude

Rude

معنی:
بی‌ادب، گستاخ، بی‌احترام

ساختار:

be + rude + to + someone
rude + noun

تلفظ و استرس:

یک‌هجایی است، بنابراین استرس روی کل کلمه است: RUDE
تقریباً: رود

مثال‌ها:

  1. He is rude to his colleagues.
    او با همکارانش بی‌ادبانه رفتار می‌کند.

  2. Don’t be rude to your parents.
    با والدینت بی‌ادبی نکن.


12
New cards

Tidy

Tidy

معنی:
مرتب، منظم، تمیز و جمع‌وجور

ساختار:

be + tidy
keep + something + tidy

تلفظ و استرس:

استرس روی بخش اول: TI-dy
تقریباً: تای‌دی

مثال‌ها:

  1. My room is always tidy.
    اتاق من همیشه مرتب است.

  2. Please keep your desk tidy.
    لطفاً میزت را مرتب نگه دار.