1/11
Looks like no tags are added yet.
Name | Mastery | Learn | Test | Matching | Spaced | Call with Kai | Chat |
|---|
No analytics yet
Send a link to your students to track their progress
Get on well with
با کسی خوب کنار آمدن / رابطه خوبی با کسی داشتن
get on well with + someone
مثالها:
I get on well with my colleagues.
با همکارانم رابطه خوبی دارم / خوب کنار میآیم.
Do you get on well with your boss?
با رئیست رابطه خوبی داری؟
She gets on well with her parents.
او با والدینش خوب کنار میآید.
We don’t get on well with each other.
ما با هم خوب کنار نمیآییم.
🔹 get on well with در انگلیسی بریتانیایی خیلی رایج است.
در انگلیسی آمریکایی بیشتر میگویند:
get along well with
مثلاً:
I get along well with my coworkers. = با همکارانم خیلی خوب کنار میآیم
Be friendly with
Be friendly with + someone
یعنی: با کسی رفتار دوستانه داشتن / با کسی صمیمی بودن
ساختار:
Subject + be + friendly with + person
مثالها:
I am friendly with my colleagues.
من با همکارانم رفتار دوستانهای دارم.
She is friendly with her neighbors.
او با همسایههایش صمیمی است.
Look up to
یعنی: کسی را تحسین کردن / برای کسی احترام زیادی قائل بودن
ساختار:
Subject + look up to + someone
مثالها:
I really look up to my father.
من واقعاً پدرم را تحسین میکنم.
She looks up to her older sister.
او خواهر بزرگترش را خیلی قبول دارد / تحسین میکند.
🔹 look up to ≠ look down on
look up to someone → تحسین کردن و احترام گذاشتن
look down on someone → کسی را تحقیر کردن / خود را بالاتر دانست
Take after
یعنی: شبیه یکی از اعضای خانواده بودن، معمولاً از نظر ظاهر یا شخصیت.
ساختار:
Subject + take after + family member
مثالها:
I take after my mother.
من شبیه مادرم هستم.
She takes after her father.
او شبیه پدرش است.
🔹 take after someone بیشتر برای شباهت خانوادگی استفاده میشود.
Hobbies
Hobbies
Hobby = سرگرمی / علاقهای که در اوقات فراغت انجام میدهی
Hobbies = سرگرمیها
ساختارهای رایج:
My hobby is + noun / -ing
My hobbies are + noun / -ing
مثالها:
My hobby is painting.
سرگرمی من نقاشی کردن است.
My hobbies are reading and cooking.
سرگرمیهای من کتاب خواندن و آشپزی هستند
Be part of
یعنی: بخشی از چیزی/گروهی بودن، عضو چیزی بودن
ساختار:
Subject + be + part of + noun
مثالها:
I am part of a great team.
من عضو یک تیم عالی هستم.
She is part of our family.
او بخشی از خانواده ماست.
Bossy
سلطهگر / دستوردهنده / کسی که دوست دارد به دیگران دستور بدهد
نوع کلمه: صفت (adjective)
مثالها:
My sister is very bossy.
خواهرم خیلی دستوردهنده است.
Don’t be so bossy!
اینقدر به دیگران دستور نده!
🔹 Bossy معمولاً بار منفی دارد؛ یعنی کسی که مدام میخواهد به دیگران بگوید چه کار کنند.
Easy-going
یعنی: آسانگیر، راحتگیر، خوشبرخورد و کمتوقع
نوع کلمه: صفت (adjective)
مثالها:
He is very easy-going.
او خیلی راحتگیر و خوشبرخورد است.
My boss is easy-going.
رئیس من آدم راحتگیری است.
Generous
Generous
معنی:
سخاوتمند، دستودلباز
ساختار:
be + generous + with + someone/something
تلفظ و استرس:
استرس روی بخش اول: GEN-er-ous
تقریباً: جِنِرِس
مثالها:
He is very generous with his friends.
او با دوستانش خیلی دستودلباز است.
She is generous with her time.
او در اختصاص دادن وقتش به دیگران سخاوتمند است.
Reliable
Reliable
معنی:
قابل اعتماد، مطمئن، قابل اتکا
ساختار:
be + reliable
a reliable + noun
تلفظ و استرس:
استرس روی بخش دوم: re-LI-a-ble
تقریباً: رِلایِبُل
مثالها:
She is very reliable.
او خیلی قابل اعتماد است.
He is a reliable employee.
او کارمند قابل اعتمادی است.
Rude
Rude
معنی:
بیادب، گستاخ، بیاحترام
ساختار:
be + rude + to + someone
rude + noun
تلفظ و استرس:
یکهجایی است، بنابراین استرس روی کل کلمه است: RUDE
تقریباً: رود
مثالها:
He is rude to his colleagues.
او با همکارانش بیادبانه رفتار میکند.
Don’t be rude to your parents.
با والدینت بیادبی نکن.
Tidy
Tidy
معنی:
مرتب، منظم، تمیز و جمعوجور
ساختار:
be + tidy
keep + something + tidy
تلفظ و استرس:
استرس روی بخش اول: TI-dy
تقریباً: تایدی
مثالها:
My room is always tidy.
اتاق من همیشه مرتب است.
Please keep your desk tidy.
لطفاً میزت را مرتب نگه دار.