1/6
Looks like no tags are added yet.
Name | Mastery | Learn | Test | Matching | Spaced | Call with Kai | Chat |
|---|
No analytics yet
Send a link to your students to track their progress
valider
تأیید کردن، معتبر/قابلقبول دانستن؛ بیشتر برای پاسخ، کار، مدرک، انتخاب یا پذیرش اجتماعی → Le professeur valide ma réponse. = معلم پاسخ من را تأیید میکند.
approuver
موافق بودن، تأیید کردن؛ بیشتر برای نظر، تصمیم، ایده یا رفتار → J’approuve ton idée. = من با ایده تو موافقم.
se faire valider
تأیید و پذیرفته شدن توسط دیگران؛ در قسمت C: se faire valider par la société = از طرف جامعه تأیید و پذیرفته شدن
être approuvé(e)
مورد تأیید یا موافقت قرار گرفتن؛ یعنی دیگران با نظر، تصمیم یا رفتار فرد موافق باشند
valider vs approuver
valider = چیزی را درست/قابلقبول دانستن؛ approuver = با چیزی موافق بودن
La société valide une personne
جامعه یک فرد را تأیید و میپذیرد؛ تأکید بر پذیرش و اعتبار اجتماعی
Les autres approuvent ma décision
دیگران تصمیم من را تأیید میکنند؛ تأکید بر موافق بودن با تصمیم