1/58
Looks like no tags are added yet.
Name | Mastery | Learn | Test | Matching | Spaced | Call with Kai | Chat |
|---|
No analytics yet
Send a link to your students to track their progress
avoir + âge
برای بیان سن؛ مثال: J’ai 20 ans.
être + profession / fonction
برای بیان شغل یا سمت؛ مثال: Elle est cofondatrice.
permettre de + infinitif
امکان انجام کاری را فراهم کردن
une start-up qui + verbe
یک شرکت نوپا که…؛ ساختار جمله موصولی با qui
qui
ضمیر موصولی فاعلی؛ «که»
que
ضمیر موصولی مفعولی؛ «که»
l’appareil qui vous fait envie
دستگاهی که دلتان میخواهد / دستگاهی که شما را مشتاق میکند
l’appareil que vous choisissez
دستگاهی که انتخاب میکنید
c’est quoi + nom ?
… چیست؟ / … چیه؟؛ محاورهای
Qu’est-ce que c’est ?
این چیست؟؛ شکل رسمیتر
c’est-à-dire que + phrase
یعنی اینکه / به این معنا که
nous, on + verbe
در زبان محاورهای: ما + فعل؛ on به جای nous
on = nous
در زبان گفتاری، on اغلب به معنی nous است
garantir que + phrase
تضمین کردن که…
aller + infinitif
آینده نزدیک؛ مثال: vous allez recevoir
Il suffit de + infinitif
کافی است که…
se rendre sur + lieu
به یک مکان / سایت مراجعه کردن
pour + infinitif
برای انجام کاری
avoir envie de + nom / infinitif
میل داشتن به چیزی / انجام کاری
faire envie à + personne
چیزی کسی را مشتاق یا وسوسه میکند
chez + pronom tonique
در خانه / محل شخص؛ chez vous = در خانه شما
si + présent
اگر…؛ برای بیان شرط
si + présent, présent
اگر…، …؛ شرط واقعی یا عمومی
si + présent, futur
اگر…، … خواهد شد؛ شرط مربوط به آینده
au bout de + durée
بعد از گذشت یک مدت
être convaincu(e) que + phrase
مطمئن / متقاعد بودن که…
pouvoir + infinitif
توانستن انجام کاری
si vous le souhaitez
اگر مایل باشید
à prix + nom
با قیمتِ …؛ مثال: à prix occasion
selon + nom
بسته به / بر اساس
selon l’appareil choisi
بسته به دستگاه انتخابشده
ne … plus
دیگر … نکردن / دیگر … نبودن
avoir l’utilité de + nom
کاربرد / فایده چیزی را داشتن
ne plus avoir l’utilité de + nom
دیگر به چیزی نیاز / کاربرد نداشتن
en + nom
ضمیر en برای جایگزینی عبارت دارای de؛ مثال: en avoir l’utilité
renvoyer + objet
چیزی را پس فرستادن
nous la renvoyer
آن را برای ما پس فرستادن
se charger de + infinitif
مسئول انجام کاری بودن
se charger de quelque chose
مسئول چیزی بودن / رسیدگی به چیزی
à réception
پس از دریافت / هنگام دریافت
pour que + subjonctif
برای اینکه / تا اینکه
pour qu’elle soit réemployée
تا آن دوباره مورد استفاده قرار بگیرد
être + participe passé
ساختار مجهول؛ مثال: elle est réemployée
être réemployé(e)
دوباره مورد استفاده قرار گرفتن
être réutilisé(e)
دوباره استفاده شدن
être reconditionné(e)
بازسازی شدن
par + personne
توسط + شخص؛ مثال: par quelqu’un d’autre
prolonger + nom
چیزی را طولانی / بیشتر کردن
prolonger la durée de vie de + nom
طول عمر چیزی را افزایش دادن
L’objectif, c’est de + infinitif
هدف این است که…
Notre objectif, c’est de + infinitif
هدف ما این است که…
apporter sa pierre à l’édifice
سهم خود را در یک کار بزرگ داشتن
un peu plus + adjectif
کمی بیشتر / کمی …تر
ça dépend de + nom
بستگی دارد به…
c’est ça ?
درسته؟ / همینطوره؟
avoir fait + nom
یک دوره / مدرسه را گذراندن؛ مثال: vous avez fait HEC
avoir + participe passé
ساختار passé composé با افعال معمولی
se + être + participe passé
ساختار passé composé افعال ضمیری
vous vous êtes relancée
شما دوباره شروع کردهاید؛ relancer یک فعل ضمیری در اینجا