1/22
Looks like no tags are added yet.
Name | Mastery | Learn | Test | Matching | Spaced | Call with Kai | Chat |
|---|
No analytics yet
Send a link to your students to track their progress
exam instructions
دستورالعملهای امتحان | Example: Please read the exam instructions carefully. | ترجمه مثال: لطفاً دستورالعملهای امتحان را با دقت بخوان.
examiner
ممتحن | Example: Show your ID card to the examiner. | ترجمه مثال: کارت شناساییات را به ممتحن نشان بده.
student ID card
کارت شناسایی دانشجو | Example: I have my student ID card ready. | ترجمه مثال: کارت شناسایی دانشجوییام را آماده دارم.
show your ID card
کارت شناساییات را نشان دادن | Example: Show your ID card when you enter the room. | ترجمه مثال: وقتی وارد اتاق میشوی کارت شناساییات را نشان بده.
arrive early
زود رسیدن | Example: Please arrive early for the exam. | ترجمه مثال: لطفاً برای امتحان زود برس.
five minutes before
پنج دقیقه قبل از | Example: The doors close five minutes before the exam. | ترجمه مثال: درها پنج دقیقه قبل از امتحان بسته میشوند.
have your ID card ready
کارت شناساییات را آماده داشتن | Example: Have your ID card ready before the exam. | ترجمه مثال: قبل از امتحان کارت شناساییات را آماده داشته باش.
listen to the instructions
به دستورالعملها گوش دادن | Example: Listen to the instructions carefully. | ترجمه مثال: با دقت به دستورالعملها گوش بده.
switched off
خاموش | Example: Your mobile phone must be switched off. | ترجمه مثال: تلفن همراهت باید خاموش باشد.
put away
کنار گذاشتن / از جلوی دید خارج کردن | Example: Put your mobile phone away during the exam. | ترجمه مثال: در طول امتحان تلفن همراهت را کنار بگذار.
visible on the desk
قابل مشاهده روی میز | Example: Keep your ID card visible on the desk. | ترجمه مثال: کارت شناساییات را روی میز در معرض دید نگه دار.
no talking
صحبت کردن ممنوع | Example: There is no talking during the exam. | ترجمه مثال: در طول امتحان صحبت کردن ممنوع است.
no food or drinks
غذا یا نوشیدنی ممنوع | Example: There are no food or drinks in the exam room. | ترجمه مثال: در اتاق امتحان غذا یا نوشیدنی ممنوع است.
follow the instructions
دستورالعملها را رعایت کردن | Example: Follow the examiner's instructions. | ترجمه مثال: دستورالعملهای ممتحن را رعایت کن.
raise your hand
دستت را بالا بردن | Example: Raise your hand if you have a question. | ترجمه مثال: اگر سؤالی داری دستت را بالا ببر.
have a question
سؤالی داشتن | Example: If you have a question, raise your hand. | ترجمه مثال: اگر سؤالی داری دستت را بالا ببر.
blue or black pen
خودکار آبی یا مشکی | Example: Please use a blue or black pen. | ترجمه مثال: لطفاً از خودکار آبی یا مشکی استفاده کن.
mobile phone
تلفن همراه | Example: Mobile phones must be switched off. | ترجمه مثال: تلفنهای همراه باید خاموش باشند.
no books
کتاب ممنوع | Example: There are no books in the exam. | ترجمه مثال: در امتحان کتاب ممنوع است.
no bags
کیف ممنوع | Example: No bags are allowed in the exam. | ترجمه مثال: کیف در امتحان مجاز نیست.
can ask questions
میتوانی سؤال بپرسی / اجازه داری سؤال بپرسی | Example: You can ask questions if you raise your hand. | ترجمه مثال: اگر دستت را بالا ببری میتوانی سؤال بپرسی.
can't talk
نمیتوانی صحبت کنی / اجازه صحبت کردن نداری | Example: You can't talk during the exam. | ترجمه مثال: در طول امتحان اجازه صحبت کردن نداری.
must arrive early
باید زود برسی | Example: You must arrive early because the doors close five minutes before the exam. | ترجمه مثال: باید زود برسی چون درها پنج دقیقه قبل از امتحان بسته میشوند.