1/78
Looks like no tags are added yet.
Name | Mastery | Learn | Test | Matching | Spaced | Call with Kai | Chat |
|---|
No analytics yet
Send a link to your students to track their progress
Ça peut toujours servir
شاید باز هم به درد بخورد / شاید هنوز قابل استفاده باشد
jeter
دور انداختن
un rebut
دورریختنی / چیزی که کنار گذاشته شده است
la passion du rebut
علاقه یا دلبستگی به دورریختنیها
un objet
یک شیء / وسیله
être à la portée de quelqu’un
در توان کسی بودن / برای کسی امکانپذیر بودن
n’importe qui
هر کسی / هر فردی
un programme
برنامه
ambitieux
بلندپروازانه / جاهطلبانه / دشوار
se dérouler
رخ دادن / برگزار شدن / پیش رفتن
une étape
مرحله
plusieurs
چندین / چند
d’abord
ابتدا / اول
ensuite
سپس / بعد
enfin
در نهایت / سرانجام
trouver
پیدا کردن
une qualité
ویژگی / خصوصیت
garder
نگه داشتن
auprès de soi
نزد خود / پیش خود
pendant un certain temps
برای مدتی / به مدت معینی
consommer
مصرف کردن
une partie
یک بخش / قسمتی
nier
انکار کردن / نادیده گرفتن
la valeur
ارزش
faire disparaître
ناپدید کردن
l’apprentissage
یادگیری / کسب مهارت
la maturité
بلوغ / پختگی
pouvoir
توانستن
revenir sur un choix
در یک انتخاب تجدیدنظر کردن / از تصمیمی برگشتن
un choix
انتخاب / تصمیم
déclarer
اعلام کردن / تلقی کردن
inepte
بیفایده / نامعقول
une heure
یک ساعت
dix ans
ده سال
plus tard
بعدتر / بعداً
accorder une valeur à
برای چیزی ارزش قائل شدن
retirer une valeur à
ارزش چیزی را از آن گرفتن
un va-et-vient
رفتوبرگشت / نوسان
fluide
روان
capricieux
دمدمی / متغیر
le fruit de
حاصل / نتیجهی
une longue éducation
یک تربیت یا آموزش طولانی
la plupart du temps
بیشتر اوقات / اغلب
un emballage
بستهبندی
le plastique
پلاستیک
le verre
شیشه
le papier
کاغذ
un accessoire
وسیلهی فرعی / لوازم جانبی
pour un temps
برای مدتی
se débarrasser de
از چیزی خلاص شدن / چیزی را دور انداختن
un film plastique
فیلم پلاستیکی / پوشش پلاستیکی
une bouteille
بطری
aller de soi
بدیهی یا طبیعی بودن
ne pas aller de soi
بدیهی یا آسان نبودن
chez les humains
در میان انسانها / در انسانها
l’annulation de la valeur
از بین رفتن ارزش
subtil
ظریف / پیچیده
sitôt
به محض اینکه / همین که
acheté
خریداریشده
déplaire
خوشایند نبودن / مورد پسند نبودن
regretter
پشیمان شدن / افسوس خوردن
l’acquisition
خرید / بهدستآوردن
vouloir
خواستن
ne jamais
هرگز … نکردن
une hâte
عجله
plonger
داخل چیزی انداختن / فرو بردن
tout entier
بهطور کامل / تمام و کمال
un sac-poubelle
کیسهی زباله
disparaître
ناپدید شدن
la mémoire
حافظه
une inflexion
تغییر ظریف / حالت
le regard
نگاه
un geste
حرکت / ژست
une cuisine
آشپزخانه
une salle de bain
حمام / سرویس بهداشتی
un bureau
دفتر / اتاق کار / میز کار
un territoire
قلمرو
un abandon
رها کردن / کنار گذاشتن
survenir
رخ دادن / اتفاق افتادن