word skill holidays 35

0.0(0)
Studied by 0 people
call kaiCall Kai
learnLearn
examPractice Test
spaced repetitionSpaced Repetition
heart puzzleMatch
flashcardsFlashcards
GameKnowt Play
Card Sorting

1/11

encourage image

There's no tags or description

Looks like no tags are added yet.

Last updated 10:26 PM on 9/27/26
Name
Mastery
Learn
Test
Matching
Spaced
Call with Kai
Chat

No analytics yet

Send a link to your students to track their progress

12 Terms

1
New cards

Put up

وقتی می‌خواهیم چیزی را در یک جای بالاتر قرار بدهیم یا به جایی نصب/آویزان کنیم استفاده می‌شود

Can you put this shelf up?

می‌تونی این قفسه رو نصب کنی

نکته: put up معانی دیگری هم دارد؛ مثلاً put up with یعنی «تحمل کردن». معنی دقیقش به جمله بستگی دارد.

2
New cards

Campsite

We found a beautiful campsite near the lake.

ما یک محل کمپ زیبا نزدیک دریاچه پیدا کردیم.


مثال ۲:

The campsite has showers and toilets.

محل کمپ دوش و سرویس بهداشتی دارد

معنی فارسی:

محل کمپ / اردوگاه / محل چادر زدن

3
New cards

🃏 Hint


معنی فارسی:

راهنمایی، سرنخ، اشاره


مفهوم و کاربرد:

وقتی کسی اطلاعات کوچکی می‌دهد که کمک می‌کند جواب چیزی را پیدا کنی یا چیزی را متوجه شوی، از hint استفاده می‌کنیم.

هم به‌صورت اسم و هم به‌صورت فعل استفاده می‌شود.


مثال ۱:

Can you give me a hint?

می‌تونی یه راهنمایی بهم بدی؟


مثال ۲:

She gave me a hint about where she had hidden the gift.

او درباره اینکه هدیه را کجا پنهان کرده بود، به من یک سرنخ داد.

4
New cards

🃏 Hike



معنی فارسی:

🥾 پیاده‌روی طولانی، کوه‌پیمایی، طبیعت‌گردی


مفهوم و کاربرد:

وقتی کسی برای تفریح یا ورزش، معمولاً در طبیعت، کوه، جنگل یا مسیرهای طولانی پیاده‌روی می‌کند، از hike استفاده می‌کنیم.

هم اسم است و هم فعل:

• go for a hike = رفتن به کوه‌پیمایی/طبیعت‌گردی

• hike = کوه‌پیمایی کردن


مثال ۱:


We went on a hike in the mountains.

ما در کوه‌ها به کوه‌پیمایی رفتیم.


مثال ۲:


I love hiking in the forest.

من عاشق طبیعت‌گردی در جنگل هستم.

5
New cards

🃏 Unless


معنی فارسی:

مگر اینکه، مگر آنکه، به شرط اینکه … نباشد


مفهوم و کاربرد:

Unless برای بیان یک شرط منفی استفاده می‌شود و تقریباً یعنی if … not.


مثلاً:

• Unless you study = اگر درس نخوانی / مگر اینکه درس بخوانی

• Unless it rains = مگر اینکه باران ببارد


مثال ۱:


I won’t go outside unless the weather gets better.

تا وقتی هوا بهتر نشود، بیرون نمی‌روم.


مثال ۲:


You won’t pass the exam unless you study.

اگر درس نخوانی، در امتحان قبول نمی‌شوی.

6
New cards

🃏 In case



معنی فارسی:

در صورتی که، اگر احیاناً، برای اینکه اگر…


مفهوم و کاربرد:

In case وقتی استفاده می‌شود که برای یک اتفاق احتمالی از قبل آماده می‌شویم یا کاری انجام می‌دهیم.

یعنی: «این کار رو انجام می‌دم، چون ممکنه اون اتفاق بیفته.»


🔹 in case + جمله


مثال ۱:


Take an umbrella in case it rains.

چتر بردار، چون ممکنه باران ببارد.


مثال ۲:


I’ll save his number in case I need to call him.

شماره‌اش را ذخیره می‌کنم، شاید لازم شود با او تماس بگیرم.


💡 تفاوت با unless:

• unless = مگر اینکه / اگر … نباشد

• in case = برای احتیاط، چون ممکن است …

7
New cards

🃏 Completely level



معنی فارسی:

کاملاً صاف / کاملاً هم‌سطح


مفهوم و کاربرد:

Level اینجا یعنی «صاف و هم‌سطح» و completely برای تأکید می‌آید. مثلاً درباره‌ی زمین، سطح میز یا یک وسیله که هیچ شیب یا اختلاف ارتفاعی ندارد.


مثال ۱:


Make sure the table is completely level.

مطمئن شو میز کاملاً صاف و هم‌سطح است.


مثال ۲:


The ground is completely level here.

زمین اینجا کاملاً صاف و هم‌سطح است.

8
New cards

🃏 A seaside break



معنی فارسی:

تعطیلات کنار دریا / استراحت و سفر کوتاه به ساحل


مفهوم و کاربرد:

Seaside یعنی «کنار دریا / ساحلی» و break اینجا یعنی «تعطیلات یا استراحت کوتاه».

پس a seaside break یعنی یک سفر یا تعطیلات کوتاه برای استراحت در کنار دریا. 🌊


مثال ۱:


We’re planning a seaside break this summer.

ما برای تابستان یک سفر کوتاه به کنار دریا برنامه‌ریزی کرده‌ایم.


مثال ۲:


I need a relaxing seaside break after my exams.

بعد از امتحان‌ها به یک تعطیلات آرامش‌بخش کنار دریا نیاز دارم.

9
New cards

🃏 Reasonable


معنی فارسی:

معقول، منطقی، مناسب، قابل قبول


مفهوم و کاربرد:

Reasonable وقتی استفاده می‌شود که چیزی منطقی و قابل قبول باشد؛ مثلاً قیمت، درخواست، نظر یا تصمیم.


مثال ۱:


The price is reasonable.

قیمت مناسب و قابل قبول است.


مثال ۲:


That sounds like a reasonable idea.

به نظر می‌رسد ایده‌ی منطقی‌ای باشد.

10
New cards

🃏 Sunbathing


معنی فارسی:

آفتاب گرفتن


مفهوم و کاربرد:

Sunbathing یعنی عمداً در معرض نور خورشید نشستن یا دراز کشیدن، معمولاً برای استراحت یا برنزه شدن. بیشتر در زمینه‌ی ساحل، استخر و تعطیلات استفاده می‌شود.


مثال ۱:


We spent the afternoon sunbathing on the beach.

بعدازظهر را در ساحل به آفتاب گرفتن گذراندیم.


مثال ۲:


She enjoys sunbathing by the pool.

او از آفتاب گرفتن کنار استخر لذت می‌برد.

11
New cards

🃏 Looking forward to



معنی فارسی:

مشتاقِ چیزی بودن، بی‌صبرانه منتظر چیزی بودن، برای چیزی ذوق داشتن


مفهوم و کاربرد:

وقتی منتظری یک اتفاق خوب در آینده بیفتد و از آن هیجان‌زده‌ای، از look forward to استفاده می‌کنیم.


⚠ بعد از to باید اسم یا فعل + ing بیاید:

• look forward to the trip

• look forward to seeing you


مثال ۱:


I’m looking forward to the summer holidays.

من مشتاق تعطیلات تابستانی هستم.


مثال ۲:


I’m looking forward to seeing you.

مشتاق دیدنت هستم.

12
New cards

🟦 Front:

turn out




🟩 Back:

turn out = معلوم شدن / از آب درآمدن / نتیجه دادن


Example:

It turned out to be true.

→ معلوم شد که درست بوده.


نکته:

turned out = گذشته‌ی turn out.