1/11
Looks like no tags are added yet.
Name | Mastery | Learn | Test | Matching | Spaced | Call with Kai | Chat |
|---|
No analytics yet
Send a link to your students to track their progress
Put up
وقتی میخواهیم چیزی را در یک جای بالاتر قرار بدهیم یا به جایی نصب/آویزان کنیم استفاده میشود
Can you put this shelf up?
میتونی این قفسه رو نصب کنی
نکته: put up معانی دیگری هم دارد؛ مثلاً put up with یعنی «تحمل کردن». معنی دقیقش به جمله بستگی دارد.
Campsite
We found a beautiful campsite near the lake.
ما یک محل کمپ زیبا نزدیک دریاچه پیدا کردیم.
مثال ۲:
The campsite has showers and toilets.
محل کمپ دوش و سرویس بهداشتی دارد
معنی فارسی:
محل کمپ / اردوگاه / محل چادر زدن
🃏 Hint
معنی فارسی:
راهنمایی، سرنخ، اشاره
مفهوم و کاربرد:
وقتی کسی اطلاعات کوچکی میدهد که کمک میکند جواب چیزی را پیدا کنی یا چیزی را متوجه شوی، از hint استفاده میکنیم.
هم بهصورت اسم و هم بهصورت فعل استفاده میشود.
مثال ۱:
Can you give me a hint?
میتونی یه راهنمایی بهم بدی؟
مثال ۲:
She gave me a hint about where she had hidden the gift.
او درباره اینکه هدیه را کجا پنهان کرده بود، به من یک سرنخ داد.
🃏 Hike
معنی فارسی:
🥾 پیادهروی طولانی، کوهپیمایی، طبیعتگردی
مفهوم و کاربرد:
وقتی کسی برای تفریح یا ورزش، معمولاً در طبیعت، کوه، جنگل یا مسیرهای طولانی پیادهروی میکند، از hike استفاده میکنیم.
هم اسم است و هم فعل:
• go for a hike = رفتن به کوهپیمایی/طبیعتگردی
• hike = کوهپیمایی کردن
مثال ۱:
We went on a hike in the mountains.
ما در کوهها به کوهپیمایی رفتیم.
مثال ۲:
I love hiking in the forest.
من عاشق طبیعتگردی در جنگل هستم.
🃏 Unless
معنی فارسی:
مگر اینکه، مگر آنکه، به شرط اینکه … نباشد
مفهوم و کاربرد:
Unless برای بیان یک شرط منفی استفاده میشود و تقریباً یعنی if … not.
مثلاً:
• Unless you study = اگر درس نخوانی / مگر اینکه درس بخوانی
• Unless it rains = مگر اینکه باران ببارد
مثال ۱:
I won’t go outside unless the weather gets better.
تا وقتی هوا بهتر نشود، بیرون نمیروم.
مثال ۲:
You won’t pass the exam unless you study.
اگر درس نخوانی، در امتحان قبول نمیشوی.
🃏 In case
معنی فارسی:
در صورتی که، اگر احیاناً، برای اینکه اگر…
مفهوم و کاربرد:
In case وقتی استفاده میشود که برای یک اتفاق احتمالی از قبل آماده میشویم یا کاری انجام میدهیم.
یعنی: «این کار رو انجام میدم، چون ممکنه اون اتفاق بیفته.»
🔹 in case + جمله
مثال ۱:
Take an umbrella in case it rains.
چتر بردار، چون ممکنه باران ببارد.
مثال ۲:
I’ll save his number in case I need to call him.
شمارهاش را ذخیره میکنم، شاید لازم شود با او تماس بگیرم.
💡 تفاوت با unless:
• unless = مگر اینکه / اگر … نباشد
• in case = برای احتیاط، چون ممکن است …
🃏 Completely level
معنی فارسی:
کاملاً صاف / کاملاً همسطح
مفهوم و کاربرد:
Level اینجا یعنی «صاف و همسطح» و completely برای تأکید میآید. مثلاً دربارهی زمین، سطح میز یا یک وسیله که هیچ شیب یا اختلاف ارتفاعی ندارد.
مثال ۱:
Make sure the table is completely level.
مطمئن شو میز کاملاً صاف و همسطح است.
مثال ۲:
The ground is completely level here.
زمین اینجا کاملاً صاف و همسطح است.
🃏 A seaside break
معنی فارسی:
تعطیلات کنار دریا / استراحت و سفر کوتاه به ساحل
مفهوم و کاربرد:
Seaside یعنی «کنار دریا / ساحلی» و break اینجا یعنی «تعطیلات یا استراحت کوتاه».
پس a seaside break یعنی یک سفر یا تعطیلات کوتاه برای استراحت در کنار دریا. 🌊
مثال ۱:
We’re planning a seaside break this summer.
ما برای تابستان یک سفر کوتاه به کنار دریا برنامهریزی کردهایم.
مثال ۲:
I need a relaxing seaside break after my exams.
بعد از امتحانها به یک تعطیلات آرامشبخش کنار دریا نیاز دارم.
🃏 Reasonable
معنی فارسی:
معقول، منطقی، مناسب، قابل قبول
مفهوم و کاربرد:
Reasonable وقتی استفاده میشود که چیزی منطقی و قابل قبول باشد؛ مثلاً قیمت، درخواست، نظر یا تصمیم.
مثال ۱:
The price is reasonable.
قیمت مناسب و قابل قبول است.
مثال ۲:
That sounds like a reasonable idea.
به نظر میرسد ایدهی منطقیای باشد.
🃏 Sunbathing
معنی فارسی:
آفتاب گرفتن
مفهوم و کاربرد:
Sunbathing یعنی عمداً در معرض نور خورشید نشستن یا دراز کشیدن، معمولاً برای استراحت یا برنزه شدن. بیشتر در زمینهی ساحل، استخر و تعطیلات استفاده میشود.
مثال ۱:
We spent the afternoon sunbathing on the beach.
بعدازظهر را در ساحل به آفتاب گرفتن گذراندیم.
مثال ۲:
She enjoys sunbathing by the pool.
او از آفتاب گرفتن کنار استخر لذت میبرد.
🃏 Looking forward to
معنی فارسی:
مشتاقِ چیزی بودن، بیصبرانه منتظر چیزی بودن، برای چیزی ذوق داشتن
مفهوم و کاربرد:
وقتی منتظری یک اتفاق خوب در آینده بیفتد و از آن هیجانزدهای، از look forward to استفاده میکنیم.
⚠ بعد از to باید اسم یا فعل + ing بیاید:
• look forward to the trip
• look forward to seeing you
مثال ۱:
I’m looking forward to the summer holidays.
من مشتاق تعطیلات تابستانی هستم.
مثال ۲:
I’m looking forward to seeing you.
مشتاق دیدنت هستم.
🟦 Front:
turn out
🟩 Back:
turn out = معلوم شدن / از آب درآمدن / نتیجه دادن
Example:
It turned out to be true.
→ معلوم شد که درست بوده.
نکته:
turned out = گذشتهی turn out.