1/40
Looks like no tags are added yet.
Name | Mastery | Learn | Test | Matching | Spaced | Call with Kai | Chat |
|---|
No analytics yet
Send a link to your students to track their progress
老年
lǎonián
سنین پیری؛ دوران سالمندی؛ سالهای آخر عمر
Story: 老 را بهعنوان «پیر» و 年 را بهعنوان «سال» به خاطر بسپار. کنار هم به سالهای پیری و دوران سالمندی اشاره میکنند.
مثال: 老年人也应该多学习新知识。
افراد سالمند هم باید بیشتر دانش جدید یاد بگیرند.
散步
sànbù
قدم زدن؛ پیادهروی کردن، معمولاً برای تفریح یا سلامتی
Story: 散 را مثل پراکنده شدن و 步 را به معنی قدم تصور کن؛ یعنی قدمزدن آرام و آزادانه.
مثال: 吃完晚饭以后,我常常和朋友一起散步。
بعد از خوردن شام، اغلب با دوستم به پیادهروی میروم.
丰富
fēngfù
غنی؛ پربار؛ متنوع؛ فراوان
این واژه برای توصیف تجربه، دانش، زندگی، محتوا و منابع نیز به کار میرود.
Story: 丰 را مثل ظرفی پُر و 富 را مثل داشتن دارایی فراوان تصور کن؛ ترکیبشان مفهوم فراوانی و غنا را میرساند.
مثال: 学习中文可以丰富我们的生活。
یادگیری زبان چینی میتواند زندگی ما را غنیتر و پربارتر کند.
羡慕
xiànmù
حسادت مثبت؛ غبطه خوردن؛ تحسین کردن و آرزو داشتن چیزی که دیگری دارد
Story: 羡 و 慕 را بهصورت یک جفت به خاطر بسپار: وقتی زندگی یا موفقیت کسی را میبینی و آرزو میکنی تو هم آن را داشته باشی، احساس 羡慕 میکنی.
مثال: 我很羡慕他,因为他能说三种语言。
من به او غبطه میخورم، چون میتواند به سه زبان صحبت کند.
即使
jíshǐ
حتی اگر؛ حتی در صورتی که
معمولاً در ساختار 即使……也…… میآید؛ یعنی «حتی اگر ...، باز هم ...».
Story: 即使 را بهعنوان یک عبارت ثابت حفظ کن: شرایط ممکن است سخت باشد، اما نتیجه یا تصمیم تغییر نمیکند.
مثال: 即使今天很忙,我也要复习中文。
حتی اگر امروز خیلی سرم شلوغ باشد، باز هم باید چینی را مرور کنم.
活
huó
زنده؛ زندگی کردن؛ فعال و سرزنده؛ کار، بسته به کاربرد
Story: 活 از 氵 (آب) و 舌 (زبان) ساخته شده است. تصور کن موجود زندهای کنار آب حرکت میکند و زبانش هم کار میکند؛ این تصویر به یادآوری مفهوم زندگی و زندهبودن کمک میکند.
مثال: 这个城市的夜生活很丰富。
زندگی شبانهٔ این شهر بسیار پرجنبوجوش و متنوع است.
New:
城市 chéngshì = شهر
夜生活 yèshēnghuó = زندگی شبانه
继续
jìxù
ادامه دادن؛ ادامه یافتن
Story: 继 را با مفهوم پیوستن و دنبال کردن و 续 را با ادامهدادن به خاطر بسپار؛ یعنی کاری را که شروع شده است، متوقف نکنی و ادامه بدهی.
مثال: 虽然很累,但是我决定继续学习。
با اینکه خیلی خستهام، تصمیم گرفتهام به یادگیری ادامه بدهم.
网友
wǎngyǒu
دوست اینترنتی؛ فردی که از طریق اینترنت با او آشنا شدهای
Story: 网 یعنی شبکه و در این واژه به اینترنت اشاره دارد؛ 友 یعنی دوست. پس 网友 دوستی است که در فضای اینترنت با او آشنا میشوی.
مثال: 我认识了一个网友,我们经常在网上聊天。
با یک دوست اینترنتی آشنا شدهام و ما اغلب در اینترنت با هم چت میکنیم.
无聊
wúliáo
کسلکننده؛ خستهکننده؛ بیحوصله
无聊的电影 = فیلم کسلکننده
我觉得很无聊。 = احساس بیحوصلگی میکنم.
Story: 无 یعنی نبودن و 聊 به گفتوگو مربوط است؛ نبودن چیزی برای گفتوگو یا انجام دادن را تصور کن تا مفهوم بیحوصلگی را به یاد بیاوری.
مثال: 如果一个人整天玩手机,就会觉得很无聊。
اگر کسی تمام روز با موبایل بازی کند، احساس بیحوصلگی خواهد کرد.
数字
shùzì
عدد؛ رقم؛ اعداد؛ در بعضی ترکیبها، دیجیتال
Story: 数 به شمارش و اعداد مربوط است و 字 به معنی نویسه یا حرف است. 数字 را بهعنوان نشانههایی تصور کن که برای نوشتن اعداد استفاده میشوند.
مثال: 请把你的电话号码写下来,注意别写错数字。
لطفاً شمارهٔ تلفنت را بنویس و دقت کن که ارقام را اشتباه ننویسی.
点名
diǎnmíng
حضور و غیاب کردن؛ اسم افراد را خواندن
Story: 点 یعنی نقطه یا علامت زدن و 名 یعنی نام. تصور کن معلم نام هر دانشآموز را میخواند و کنار اسمش علامت میزند.
مثال: 老师点名的时候,我才发现同学没来。
وقتی معلم حضور و غیاب میکرد، تازه متوجه شدم که همکلاسیام نیامده است.
教授
jiàoshòu
استاد دانشگاه؛ استاد، بهعنوان عنوان دانشگاهی
Story: 教 یعنی آموزش دادن و 授 یعنی انتقال دادن یا آموزش دادن. استاد کسی است که دانش و مهارت را به دیگران منتقل میکند.
مثال: 这位教授对中国历史很有研究。
این استاد دربارهٔ تاریخ چین مطالعات زیادی دارد.
线上
xiànshàng
آنلاین؛ در فضای اینترنت؛ بهصورت اینترنتی
Story: 线 یعنی خط و 上 یعنی روی یا در. این واژه را بهعنوان قرار داشتن در فضای شبکه و اینترنت به خاطر بسپار.
مثال: 我们每个星期都有一次线上会议。
ما هر هفته یک جلسهٔ آنلاین داریم.
线下
xiànxià
آفلاین؛ حضوری؛ خارج از فضای اینترنت
Story: 线 به معنی خط یا شبکه است و 下 یعنی پایین یا خارج از آن. آن را در مقابل 线上 به خاطر بسپار: فعالیتی که بیرون از فضای آنلاین انجام میشود.
مثال: 这次活动可以线上参加,也可以线下参加。
در این فعالیت میتوان هم آنلاین و هم حضوری شرکت کرد.
视频
shìpín
ویدئو؛ فیلم؛ محتوای تصویری
Story: 视 به دیدن مربوط است و 频 در این واژه با مفهوم تصویر و سیگنال تصویری ارتباط دارد. کنار هم مفهوم ویدئو را میرسانند.
مثال: 我每天看中文视频来提高听力。
من هر روز ویدئوهای چینی تماشا میکنم تا مهارت شنیداریام را تقویت کنم.
记录
jìlù
ثبت کردن؛ ضبط کردن؛ یادداشت؛ سابقه و رکورد
Story: 记 یعنی به خاطر سپردن یا یادداشت کردن و 录 یعنی ثبت یا ضبط کردن. تصور کن اطلاعات یک جلسه را مینویسی تا بعداً بتوانی دوباره به آن مراجعه کنی.
مثال: 我习惯把每天学到的新词记录下来。
من عادت دارم واژههای جدیدی را که هر روز یاد میگیرم، ثبت کنم.
资料
zīliào
اطلاعات؛ مدارک؛ اسناد؛ منابع و مطالب موردنیاز برای مطالعه یا کار
Story: 资 با منابع و امکانات ارتباط دارد و 料 به مواد یا مطالب اشاره میکند. آنها را مثل مجموعهای از مطالب و منابعی تصور کن که برای انجام یک تحقیق لازم داری.
مثال: 为了准备考试,我需要找一些有用的学习资料。
برای آماده شدن برای امتحان، باید مقداری منابع آموزشی مفید پیدا کنم.
自学
zìxué
خودآموزی؛ بهصورت مستقل یاد گرفتن
Story: 自 یعنی خود و 学 یعنی یاد گرفتن. یعنی بدون اینکه همیشه به معلم وابسته باشی، خودت برای یادگیری تلاش کنی.
مثال: 他通过网上的视频自学中文,已经学了两年。
او از طریق ویدئوهای اینترنتی زبان چینی را خودآموز یاد میگیرد و اکنون دو سال است که مطالعه میکند.
口语
kǒuyǔ
زبان گفتاری؛ مهارت صحبت کردن؛ مکالمه
Story: 口 یعنی دهان و 语 یعنی زبان یا گفتار. زبان و کلماتی که با دهان بیان میشوند، به مفهوم گفتار مربوطاند.
مثال: 如果你想提高中文口语,就应该每天练习说话。
اگر میخواهی مهارت مکالمهٔ چینیات را بهتر کنی، باید هر روز صحبت کردن را تمرین کنی.
科技
kējì
علم و فناوری؛ تکنولوژی
Story: 科 به علم و شاخههای علمی مربوط است و 技 به مهارت و فن اشاره میکند. ترکیب آنها مفهوم فناوری و تکنولوژی را میسازد.
مثال: 随着科技的发展,人们的生活越来越方便。
با پیشرفت علم و فناوری، زندگی مردم روزبهروز راحتتر میشود.
获取
huòqǔ
به دست آوردن؛ کسب کردن؛ دریافت کردن
معمولاً برای اطلاعات، دانش، منابع یا مجوزها استفاده میشود.
Story: 获 را با به دست آوردن و 取 را با گرفتن تصور کن؛ یعنی چیزی را که به آن نیاز داری، به دست بیاوری.
مثال: 我们可以通过互联网获取很多有用的信息。
ما میتوانیم از طریق اینترنت اطلاعات مفید زیادی به دست آوریم.
礼貌
lǐmào
مودب؛ مؤدبانه؛ ادب و نزاکت؛ رفتار محترمانه
Story: 礼 را به مفهوم آداب و احترام و 貌 را به ظاهر و رفتار مرتبط کن. وقتی رفتار و گفتارت نشاندهندهٔ احترام به دیگران باشد، 礼貌 داری.
مثال: 跟别人说话的时候,要有礼貌。
وقتی با دیگران صحبت میکنی، باید مؤدب باشی.
打招呼
dǎ zhāohu
سلام کردن؛ احوالپرسی کردن؛ به کسی سلام گفتن
Story: 打 به معنی زدن یا انجام دادن است و 招呼 به سلام و احوالپرسی مربوط میشود. این ترکیب را بهصورت یک عبارت ثابت برای سلام کردن حفظ کن.
مثال: 每天早上,我都会跟老师打招呼。
من هر روز صبح به معلمم سلام میکنم.
家长
jiāzhǎng
والدین دانشآموز؛ پدر یا مادر کودک؛ سرپرست کودک
این واژه بیشتر در محیط مدرسه و آموزش به کار میرود.
Story: 家 یعنی خانه و 长 یعنی بزرگتر یا ارشد. تصور کن بزرگترهای خانه مسئول مراقبت و آموزش کودک هستند.
مثال: 老师希望家长多关心孩子的学习。
معلم امیدوار است والدین بیشتر به یادگیری فرزندانشان توجه کنند.
成功
chénggōng
موفق شدن؛ موفقیتآمیز بودن؛ موفقیت
Story: 成 را به کامل شدن یا به انجام رساندن و 功 را به کار و دستاورد مرتبط کن؛ یعنی با تلاش به نتیجهٔ مطلوب رسیدن.
مثال: 如果你想成功,就必须坚持自己的目标。
اگر میخواهی موفق شوی، باید به هدف خود پایبند بمانی.
分数
fēnshù
نمره؛ امتیاز؛ نتیجهٔ عددی یک آزمون
Story: 分 یعنی تقسیم کردن یا بخش و 数 یعنی عدد. عددی که نتیجهٔ عملکردت را در امتحان نشان میدهد، 分数 است.
مثال: 这次考试的分数比上次高多了。
نمرهٔ این امتحان خیلی بالاتر از امتحان قبلی است.
目的
mùdì
هدف؛ مقصود؛ منظور
Story: 目 به چشم مربوط است و 的 در این واژه بخشی از ترکیب است. تصور کن چشماندازی را میبینی که میخواهی به آن برسی؛ آن مقصد، هدف تو است.
مثال: 我学习中文的目的是去中国上大学。
هدف من از یادگیری زبان چینی، رفتن به چین برای تحصیل در دانشگاه است.
养成
yǎngchéng
ایجاد کردن و پرورش دادن یک عادت؛ به وجود آوردن یک رفتار پایدار
اغلب در ترکیب با 习惯 (عادت) استفاده میشود.
Story: 养 یعنی پرورش دادن و 成 یعنی شکل گرفتن یا کامل شدن. مثل گیاهی که با مراقبت رشد میکند، یک عادت هم با تکرار شکل میگیرد.
مثال: 我们应该养成每天复习中文的习惯。
ما باید عادت کنیم هر روز زبان چینی را مرور کنیم.
留
liú
ماندن؛ باقی گذاشتن؛ نگه داشتن؛ رزرو یا حفظ کردن، بسته به بافت
Story: 留 را مثل کسی تصور کن که چیزی را در یک محل باقی میگذارد تا بعداً از آن استفاده کند.
مثال: 请给我留一个座位。
لطفاً یک صندلی برای من نگه دار.
做法
zuòfǎ
روش انجام دادن کاری؛ شیوهٔ عمل؛ طرز تهیه یا ساختن چیزی
Story: 做 یعنی انجام دادن و 法 یعنی روش یا قاعده. پس 做法 یعنی روشی که با آن کاری را انجام میدهی.
مثال: 我觉得这个做法很好,你可以试一试。
فکر میکنم این روش خیلی خوب است؛ میتوانی آن را امتحان کنی.
棒
bàng
عالی؛ فوقالعاده؛ خیلی خوب
Story: 棒 دارای 木 به معنی چوب است. یک چوب محکم و قوی را تصور کن که از بقیه بهتر عمل میکند؛ این تصویر میتواند مفهوم عالی بودن را به خاطر بسپارد.
مثال: 你这次做得真棒!
این بار واقعاً عالی عمل کردی!
一生
yìshēng
تمام عمر؛ سراسر زندگی؛ یک عمر
Story: 一 یعنی یک و 生 یعنی زندگی یا زاده شدن. یک زندگی کامل از آغاز تا پایان را تصور کن.
مثال: 他一生都在努力学习和工作。
او در تمام عمرش برای یادگیری و کار کردن تلاش کرده است.
快速
kuàisù
سریع؛ با سرعت زیاد؛ بهسرعت
Story: 快 یعنی سریع و 速 نیز به سرعت مربوط است. تکرار مفهوم سرعت در این ترکیب، معنای سریع بودن را میرساند.
مثال: 现在,人们可以快速地获取信息。
امروزه مردم میتوانند اطلاعات را بهسرعت به دست آورند.
优秀
yōuxiù
عالی؛ برجسته؛ ممتاز؛ دارای کیفیت یا توانایی بالا
Story: 优 را با برتری و 秀 را با برجستگی و درخشندگی مرتبط کن؛ کسی که توانایی و عملکرد برجسته دارد، 优秀 است.
مثال: 她不仅学习成绩好,而且是一名优秀的学生。
او نهتنها نمرات خوبی دارد، بلکه دانشآموز ممتازی نیز هست.
律师
lǜshī
وکیل؛ وکیل دادگستری
Story: 律 به قانون و مقررات و 师 به متخصص یا استاد اشاره میکند. پس 律师 فرد متخصصی است که در زمینهٔ قانون فعالیت میکند.
مثال: 如果你有法律问题,可以请律师帮忙。
اگر مشکل حقوقی داری، میتوانی از یک وکیل کمک بگیری.
仍
réng
هنوز؛ همچنان؛ کماکان
این واژه بیشتر در نوشتار و زبان رسمیتر دیده میشود. شکل رایجتر در گفتوگوی روزمره 仍然 (réngrán) است.
Story: 仍 را بهصورت نشانهای برای ادامه یافتن یک وضعیت تصور کن؛ چیزی تغییر نکرده و هنوز ادامه دارد.
مثال: 虽然已经很晚了,他仍在办公室工作。
با اینکه خیلی دیر شده است، او همچنان در دفتر کار میکند.
准时
zhǔnshí
سروقت؛ بهموقع؛ دقیقاً در زمان تعیینشده
Story: 准 به معنی دقیق یا درست و 时 به معنی زمان است. یعنی کاری را دقیقاً در زمان مقرر انجام بدهی.
مثال: 明天的会议很重要,请大家准时参加。
جلسهٔ فردا بسیار مهم است؛ لطفاً همه بهموقع در آن شرکت کنند.
网页
wǎngyè
صفحهٔ وب؛ صفحهای در یک وبسایت
Story: 网 یعنی شبکه و 页 یعنی صفحه. پس 网 页 صفحهای است که در شبکهٔ اینترنت مشاهده میکنی.
مثال: 这个网页上的资料很有用。
اطلاعات موجود در این صفحهٔ وب بسیار مفید است.
弹
tán
نواختن؛ بهویژه نواختن سازهایی مانند پیانو و گیتار
در واژهٔ 弹钢琴، تلفظ آن tán است.
Story: 弹 را در این کاربرد با حرکت انگشتان روی کلیدهای ساز تصور کن؛ انگشتان حرکت میکنند و صدا تولید میشود.
مثال: 我妹妹从小就喜欢弹钢琴。
خواهر کوچک من از کودکی نواختن پیانو را دوست داشته است.
钢琴
gāngqín
پیانو
Story: 钢 شامل 钅، جزء مرتبط با فلزات، است و 琴 به ساز موسیقی اشاره دارد. تصور کن ساز محکمی با سیمها و کلیدهایی داری که با فشردن کلیدهایش موسیقی تولید میشود.
مثال: 学钢琴需要时间,也需要耐心。
یادگیری پیانو به زمان و همچنین صبر نیاز دارد.
重新
chóngxīn
دوباره؛ از نو؛ مجدداً
Story: 重 به مفهوم دوباره یا از نو و 新 به معنی جدید است. یعنی کاری را به شکلی تازه و از ابتدا انجام بدهی.
مثال: 如果你写错了,可以重新写一遍。
اگر اشتباه نوشتی، میتوانی دوباره آن را بنویسی.