1/43
Looks like no tags are added yet.
Refuse
قبول نکردن، رد کردن
Refusenik
ناسازگار، قانون گریز
Refusal
سرباز زدن، امتناع
Symptoms
علائم
Symptomatic
حاکی از علائم بیماری
Symptomatically
به گونهای که حاکی از علائم بیماری است
Let
اجازه دادن
Passivity
انفعال، بی تحرکی
Passive
منفعل، بی تحرک، ایستا
Passively
منفعلانه
Deserve
لیاقت داشتن، لایق بودن
Deserved
لایق، سزاوار، شایسته
Deserving
مستحق، نیازمند
Deservedly
به شکلی درخور
Negotiate
مذاکره کردن
Negotiations
مذاکره
Negotiable
قابل مذاکره
Negotiability
قابل مذاکره بودن
Negotiator
مذاکره کننده
Allow
اجازه دادن
Allowable
مجاز
Permissible
مجاز
Make allowance
اجازه دادن به انجام کاری از روی مراعات خال کسی رو کردن، گذشت و صبوری کردن
Education
تحصیلات
Educate
تحصیل کردن
Educative
تحصیلی، آموزشی
Educated
تحصیل کرده
Educator
استاد، مربی
Uneducated
بی تحصیلات
Poison (n)
سم
Poison (v)
مسموم کردن
Poisonous
سمی، زهرآلود
Poisoning
مسمومیت
Poisonously
به گونهای سمی، به شکلی زهرآلود
Poisoner
مسموم کننده
Want (v)
خواستن
Want (n)
خواسته
Wanted (adj)
خواستنی، دوست داشتنی
Unwanted
ناخواسته
Happy
خوشحال، شاد
Happily
با شادی، با خوشحالی
Happiness
شادی، خوشحالی، خوشبختی
Unhappily
با ناراحتی
Unhappiness
بدبختی، ناراحتی