1/133
Looks like no tags are added yet.
از این چهار صفحه (۷۶ تا ۷۹) مربوط به Ancient Civilizations & Archaeology، کلمات و اصطلاحات مهم رو جدا کردم. هم واژگان تخصصی تاریخ و باستانشناسی رو آوردم، هم فعلها و ترکیبهایی که برای IELTS کاربرد دارن.
۱. کلمات مهم باستانشناسی و تاریخ
English
معنی فارسی
Ancient civilization
تمدن باستانی
Prehistoric
ماقبل تاریخ
Antiquity
دوران باستان
Prehistory
دوران پیش از تاریخ
Archaeologist
باستانشناس
Anthropologist
انسانشناس
Paleontologist
دیرینهشناس
Geologist
زمینشناس
Geneticist
متخصص ژنتیک
Genealogist
نسبشناس
Etymologist
ریشهشناس واژگان
Egyptologist
مصرشناس
Historian
تاریخدان
Ancestors
نیاکان
Descendants
نوادگان
Indigenous people
مردم بومی
Nomadic people
مردم کوچنشین
Tribal people
مردم قبیلهای
Settlement
سکونتگاه
Human habitation
سکونت انسان
Dynasty
سلسله حکومتی
Era
عصر، دوره
Decade
دهه
Millennium / Millennia
هزاره / هزارهها
Golden age
عصر طلایی
Lunar calendar
تقویم قمری
Hieroglyphics
خط هیروگلیف
Artefacts
اشیای باستانی، دستساختهها
Fossil
فسیل
Skeleton
اسکلت
Skull
جمجمه
Ruins
ویرانهها
Excavation
حفاری باستانشناسی
Radiocarbon dating
تاریخگذاری با کربن رادیواکتیو
Lineage
تبار، دودمان
۲. فعلهای مهم متن
English
معنی فارسی
Abandon
ترک کردن، رها کردن
Collapse
فروپاشیدن
Found
تأسیس کردن
Invade
حمله کردن، اشغال کردن
Conquer
فتح کردن
Expand
گسترش یافتن
Spread
گسترش پیدا کردن، منتشر شدن
Disperse
پراکنده شدن
Colonize
مستعمره کردن
Migrate
مهاجرت کردن
Carve
تراشیدن، حکاکی کردن
Decipher
رمزگشایی کردن
Unearth
از زیر خاک بیرون آوردن
Establish
اثبات کردن، مشخص کردن
Cultivate
کشت کردن
Forage
به دنبال غذا گشتن
Preserve
حفظ کردن
Facilitate
تسهیل کردن
Revolutionize
متحول کردن
Transmit
انتقال دادن
Ensure
تضمین کردن
Encourage
تشویق کردن
Explore
کاوش کردن
Emerge
پدیدار شدن
۳. اصطلاحات و Collocations مهم
Expression
معنی فارسی
The cradle of civilization
گهواره تمدن
Since the dawn of time
از آغاز تاریخ
At the heart of the mystery
در قلب معما
A flaw in an argument
ایراد در یک استدلال
At the centre of the debate
در مرکز بحث
The key to success
کلید موفقیت
At the mouth of the river
در دهانه رودخانه
The birthplace of writing
خاستگاه خط و نوشتار
Set foot somewhere
قدم گذاشتن در جایی
A commonly held view
دیدگاهی رایج
A shared cultural tradition
سنت فرهنگی مشترک
The remains of ancient settlements
بقایای سکونتگاههای باستانی
A hunting-and-gathering society
جامعه شکارچی-گردآورنده
Cross a land bridge
عبور از پل خشکی
An ice-free corridor
گذرگاه بدون یخ
The course of migration
مسیر مهاجرت
Date back to ancient times
قدمت داشتن تا دوران باستان
A period of ten years
دورهای دهساله
The development of agriculture
توسعه کشاورزی
Advances in medical knowledge
پیشرفتهای دانش پزشکی
Technological innovation
نوآوری فناوری
Greater life expectancy
امید به زندگی بیشتر
Explore new territory
کشف سرزمینهای جدید