1/42
Looks like no tags are added yet.
Once
یکبار
Talk
صحبت کردن
Talkative
پرحرف
Talking
سخنگو
Fight
جنگیدن، مبارزه کردن
Fighter
جنگجو
Fighting
دعوا، درگیری
Fair
منصف
Fairness
منصف بودن، انصاف
Equally
به طور برابر، به مقدار برابر
Unfairly
به طور غیرمنصفانه
Equal
برابر
Unfair
غیرمنصفانه
Fairly
به طور منصفانه
Equality
برابری، تساوی
Permit
اجازه دادن
Permission
اجازه، مجوز، جواز
Permissible
مجاز
Get permission
مجوز گرفتن، اجازه گرفتن
Impermissible
غیرمجاز
Live (v)
زندگی کردن
Realize
متوجه شدن، فهمیدن
Realization
فهم، درک
Irrational
با عقل جور درنمیاد، غیرمنطقی
Ration
منطق
Rational
منطقی
Rationally
از لحاظ منطقی
Rationality
عقلانیت، منطقی بودن
Blind
روشن دل، نابینا
Cut out
جداکردن با بریدن
Huge
بزرگ
Recurrence
تکرار
Recurrent
تکراری و عودت کننده
Recurrently
به شکلی عودت کننده، به گونهای مکرر
Remain (v)
باقی ماندن
Remaining
باقی مانده
Reminder
باقی مانده در علم ریاضی
Remains
بقایا (فسیل)
Mortal
کشنده، مرگبار
Mortal (n)
نابود شدنی، فانی
Mortality
مرگ و میر، تلفات، کشندگی
Immortal
جاودانه
Peril
خطر