1/57
Looks like no tags are added yet.
Name | Mastery | Learn | Test | Matching | Spaced | Call with Kai | Chat |
|---|
No analytics yet
Send a link to your students to track their progress
aller + infinitif
ساختار آینده نزدیک؛ قرار است / میخواهد کاری انجام دهد
on va parler de…
قرار است درباره … صحبت کنیم
avoir envie de + infinitif
میل داشتن به انجام کاری
j'ai envie de…
دلم میخواهد …
permettre de + infinitif
امکان انجام کاری را فراهم کردن
se poser une question
از خود سؤال پرسیدن
poser une question à quelqu'un
از کسی سؤال پرسیدن
avant de + infinitif
قبل از انجام کاری
avant de sortir la carte bleue
قبل از بیرون آوردن کارت بانکی
répondre à + nom
پاسخ دادن به / برآورده کردن
répondre à un besoin
نیازی را برآورده کردن
avoir besoin de + nom
به چیزی نیاز داشتن
j'ai besoin de ce produit
به این محصول نیاز دارم
avoir besoin de → en
جایگزینی عبارت de + nom با ضمیر en
j'en ai besoin
به آن نیاز دارم
en ai-je besoin ?
آیا به آن نیاز دارم؟
est-ce que j'en ai besoin ?
آیا به آن نیاز دارم؟ (رایجتر در مکالمه)
ne… plus
دیگر … نکردن / دیگر … نبودن
je n'en ai plus besoin
دیگر به آن نیاز ندارم
faire l'affaire
کافی و مناسب بودن / کار راه انداختن
qui pourrait faire l'affaire
که میتواند کار را راه بیندازد
être utile à quelqu'un
برای کسی مفید بودن
cet objet m'est utile
این وسیله برای من مفید است
aller + infinitif + pronom
آینده نزدیک همراه با ضمیر
cet objet va m'être utile
این وسیله برای من مفید خواهد بود
quelque chose de + adjectif
چیزی + صفت
quelque chose de semblable
چیزی مشابه
une fois que + proposition
وقتی که / پس از اینکه
une fois que vous vous serez posé…
وقتی که از خودتان … را پرسیده باشید
futur antérieur
زمانی برای عملی که قبل از عمل دیگری در آینده تمام شده است
vous vous serez posé
از خودتان پرسیده باشید
plus… que…
بیشتر … تا …
plus souvent… que…
بیشتر اوقات … تا …
se poser cinq questions
پنج سؤال از خود پرسیدن
se rendre compte que
متوجه شدن که
réussir à + infinitif
موفق شدن به انجام کاری
réussir à créer des besoins
موفق شدن به ایجاد نیاز
déclencher + nom
باعث ایجاد / شروع چیزی شدن
déclencher une impulsion d'achat
ایجاد میل ناگهانی به خرید
il y en a
از آن وجود دارد / هست
il y en a tout le temps
همیشه از آن وجود دارد
en
ضمیر جایگزین de + nom یا مقداری از چیزی
des promotions, il y en a tout le temps
تخفیف همیشه وجود دارد
donner quelque chose à quelqu'un
چیزی را به کسی دادن
le donner
آن را دادن
le + infinitif
ضمیر مفعولی مستقیم قبل از فعل مصدر
je vais le prendre
آن را میخرم / برش میدارم
le prendre
آن را گرفتن / خریدن
se dire
با خود گفتن
on se dit
با خودمان میگوییم
on se dit : pourquoi j'ai acheté ça ?
با خودمان میگوییم: چرا این را خریدم؟
passer de… à…
از … به … تغییر کردن
ne… rien
هیچ … نکردن / هیچ چیز
plus rien
دیگر هیچ چیز
il n'y en a pas
از آن چیزی وجود ندارد
là où il n'y en a pas
جایی که اصلاً چیزی از آن وجود ندارد
exiger que + subjonctif
خواستار چیزی بودن؛ بعد از que فعل در subjonctif
exiger qu'on précise
خواستار مشخص کردن آن بودن