Chinese Word Unit 10

0.0(0)
Studied by 0 people
call kaiCall Kai
learnLearn
examPractice Test
spaced repetitionSpaced Repetition
heart puzzleMatch
flashcardsFlashcards
GameKnowt Play
Card Sorting

1/40

encourage image

There's no tags or description

Looks like no tags are added yet.

Last updated 4:09 PM on 10/13/26
Name
Mastery
Learn
Test
Matching
Spaced
Call with Kai
Chat

No analytics yet

Send a link to your students to track their progress

41 Terms

1
New cards

小伙子

xiǎohuǒzi

جوان؛ پسر جوان؛ جوانک

Story: 小 یعنی کوچک، 伙 را مثل گروهی از افراد تصور کن و 子 را به‌عنوان جزء پایانی واژه به خاطر بسپار؛ این واژه در گفتار به یک جوان اشاره می‌کند.

مثال: 这个小伙子很热情。

این جوان بسیار خوش‌برخورد است.

2
New cards

气温

qìwēn

دمای هوا

Story: 气 را هوا تصور کن و 温 را گرمی؛ کنار هم یعنی دمای هوا.

مثال: 今天气温很低。

امروز دمای هوا بسیار پایین است.

3
New cards

零下

língxià

زیر صفر؛ پایین‌تر از صفر درجه

Story: 零 یعنی صفر و 下 یعنی پایین؛ پس 零下 یعنی پایین‌تر از صفر.

مثال: 今天零下五度。

امروز دما پنج درجه زیر صفر است.

4
New cards

度

dù

درجه؛ واحد اندازه‌گیری درجهٔ حرارت یا زاویه

Story: 度 را به‌عنوان واحدی برای اندازه‌گیری به خاطر بسپار؛ برای مثال، دمای هوا با درجه بیان می‌شود.

مثال: 今天三十度。

امروز سی درجه است.

5
New cards

冻

dòng

از سرما یخ زدن؛ یخ بستن؛ از شدت سرما یخ کردن

Story: 冻 از 冫 (نشانهٔ مربوط به یخ و سرما) و 东 ساخته شده است؛ 冫 را یخ تصور کن تا معنی سرد شدن و یخ زدن را به یاد بیاوری.

مثال: 我快冻僵了。

نزدیک است از سرما خشک و بی‌حرکت شوم.

6
New cards

后悔

hòuhuǐ

پشیمان شدن؛ پشیمانی

Story: 后 یعنی بعد و 悔 یعنی پشیمانی؛ وقتی بعد از انجام کاری از آن پشیمان می‌شوی، این واژه را به یاد بیاور.

مثال: 我不后悔。

من پشیمان نیستم.

7
New cards

就是

jiùshì

یعنی؛ دقیقاً همین است؛ بله، درست است (بسته به جمله)

Story: 就 را به تأکید و مشخص‌کردن چیزی ربط بده و 是 را «بودن» تصور کن؛ کنار هم می‌تواند برای تأکید بر درست بودن چیزی به کار برود.

مثال: 对,就是这样。

درست است، دقیقاً همین‌طور است.

8
New cards

温度

wēndù

دما؛ درجهٔ حرارت

Story: 温 یعنی گرم و 度 یعنی درجه؛ کنار هم یعنی دما یا درجهٔ حرارت.

مثال: 水的温度很高。

دمای آب بسیار بالا است.

9
New cards

差别

chābié

تفاوت؛ فرق

Story: 差 را به متفاوت بودن ربط بده و 别 را مثل جدا بودن دو چیز تصور کن؛ وقتی دو چیز یکسان نیستند، میان آن‌ها تفاوت وجود دارد.

مثال: 这两个有差别。

این دو با هم تفاوت دارند.

10
New cards

厚

hòu

ضخیم؛ کلفت؛ غلیظ (بسته به کاربرد)

Story: 厚 را مثل کتابی با صفحات زیاد تصور کن؛ کتابی که ضخامت زیادی دارد، 厚 است.

مثال: 这本书很厚。

این کتاب بسیار ضخیم است.

11
New cards

寒假

hánjià

تعطیلات زمستانی؛ رخصتی زمستان

Story: 寒 یعنی سردی و 假 یعنی تعطیلات؛ کنار هم یعنی تعطیلات فصل سرد، یعنی زمستان.

مثال: 寒假我想回家。

در تعطیلات زمستانی می‌خواهم به خانه برگردم.

12
New cards

暖和

nuǎnhuo

گرم و دل‌پذیر؛ گرم بودن

Story: 暖 را به گرما ربط بده و 和 را مثل ملایمت و آرامش تصور کن؛ کنار هم یعنی گرمایی که دل‌پذیر است.

مثال: 今天很暖和。

امروز هوا دل‌پذیر و گرم است.

13
New cards

低于

dīyú

پایین‌تر از؛ کمتر از

Story: 低 یعنی پایین و 于 نقش پیوندی دارد؛ کنار هم یعنی پایین‌تر از یک مقدار یا حد.

مثال: 气温低于零度。

دمای هوا پایین‌تر از صفر درجه است.

14
New cards

摄氏度

shèshìdù

درجهٔ سانتی‌گراد؛ درجهٔ سلسیوس

Story: 摄氏 نام مقیاس سلسیوس است و 度 یعنی درجه؛ کنار هم واحد دمای سانتی‌گراد را می‌سازند.

مثال: 今天二十摄氏度。

امروز بیست درجهٔ سانتی‌گراد است.

15
New cards

受不了

shòu bu liǎo

تحمل نتوانستن؛ طاقت نیاوردن

Story: 受 یعنی تحمل یا دریافت کردن و 不了 یعنی نتوانستن یا از عهدهٔ چیزی برنیامدن؛ کنار هم یعنی نتوانستن چیزی را تحمل کرد.

مثال: 天气太热了,我受不了。

هوا بیش از حد گرم است؛ من طاقت نمی‌آورم.

16
New cards

举办

jǔbàn

برگزار کردن؛ ترتیب دادن یک رویداد

Story: 举 را مثل بالا بردن دست تصور کن و 办 را به انجام دادن کار ربط بده؛ وقتی برای انجام یک رویداد دست‌به‌کار می‌شوی، آن را برگزار می‌کنی.

مثال: 学校举办活动。

مکتب یک برنامه برگزار می‌کند.

17
New cards

各种

gèzhǒng

انواع مختلف؛ گوناگون؛ هر نوع

Story: 各 یعنی هر کدام و 种 یعنی نوع؛ کنار هم یعنی انواع مختلف.

مثال: 这里有各种植物。

اینجا انواع مختلف گیاه وجود دارد.

18
New cards

植物

zhíwù

گیاه؛ نبات

Story: 植 شامل 木 (درخت/چوب) است و آن را به گیاهان ربط بده؛ 物 به معنی چیز یا موجود است؛ کنار هم به گیاهان اشاره می‌کنند.

مثال: 我喜欢这种植物。

من این نوع گیاه را دوست دارم.

19
New cards

公里

gōnglǐ

کیلومتر

Story: 公 را به واحد استاندارد و 里 را به واحد فاصله ربط بده؛ کنار هم واحد اندازه‌گیری مسافت، یعنی کیلومتر، را می‌سازند.

مثال: 学校离这里三公里。

مکتب از اینجا سه کیلومتر فاصله دارد.

20
New cards

气候

qìhòu

اقلیم؛ آب‌وهوا در یک منطقه طی مدت طولانی

Story: 气 را هوا تصور کن و 候 را به وضعیت یا شرایط ربط بده؛ کنار هم به شرایط آب‌وهوایی یک منطقه اشاره می‌کنند.

مثال: 这里的气候很好。

اقلیم اینجا بسیار خوب است.

21
New cards

而

ér

اما؛ و؛ درحالی‌که؛ همچنین برای وصل کردن توضیح به فعل یا بخش بعدی جمله استفاده می‌شود.

Story: 而 را مثل پلی تصور کن که دو بخش جمله را به هم وصل می‌کند.

مثال: 他很聪明而且努力。

او بسیار باهوش و همچنین پرتلاش است.

22
New cards

此外

cǐwài

علاوه بر این؛ افزون بر آن

Story: 此 یعنی این و 外 یعنی بیرون؛ یعنی چیزی فراتر از موردی که قبلاً گفته شده است.

مثال: 我喜欢中文,此外,我也喜欢历史。

من زبان چینی را دوست دارم؛ علاوه بر این، تاریخ را هم دوست دارم.

23
New cards

方言

fāngyán

گویش؛ لهجهٔ منطقه‌ای

Story: 方 را به منطقه یا محل ربط بده و 言 را به گفتار؛ کنار هم یعنی شیوهٔ صحبت کردن مردم یک منطقه.

مثال: 这个地方有自己的方言。

این منطقه گویش مخصوص خودش را دارد.

24
New cards

普通话

pǔtōnghuà

زبان چینی معیار؛ ماندارین استاندارد گفتاری

Story: 普通 یعنی معمولی یا عمومی و 话 یعنی گفتار؛ کنار هم به گفتار رایج و معیار اشاره می‌کنند.

مثال: 我会说普通话。

من می‌توانم به چینی معیار صحبت کنم.

25
New cards

较

jiào

نسبتاً؛ نسبت به؛ بیشتر (در ساختارهای مقایسه‌ای)

Story: 较 را نشانه‌ای تصور کن که دو چیز را با هم مقایسه می‌کند.

مثال: 这个问题比较简单。

این مسئله نسبتاً ساده است.

26
New cards

使用

shǐyòng

استفاده کردن؛ به کار بردن

Story: 使 را به کار انداختن و 用 را استفاده کردن تصور کن؛ کنار هم یعنی چیزی را به کار بردن.

مثال: 我使用电脑学习。

من برای یادگیری از کمپیوتر استفاده می‌کنم.

27
New cards

引起

yǐnqǐ

باعث شدن؛ برانگیختن؛ ایجاد کردن

Story: 引 یعنی کشیدن و 起 یعنی برخاستن؛ چیزی را به حرکت درمی‌آوری و باعث می‌شوی اتفاقی آغاز شود.

مثال: 这件事引起了注意。

این موضوع توجه را جلب کرد.

28
New cards

误会

wùhuì

سوءتفاهم؛ اشتباه فهمیدن

Story: 误 یعنی اشتباه و 会 را در این واژه به‌عنوان جزء دوم به خاطر بسپار؛ کنار هم به اشتباه در فهمیدن منظور کسی اشاره می‌کنند.

مثال: 你误会我了。

تو مرا اشتباه فهمیدی.

29
New cards

亲爱

qīn'ài

عزیز؛ محبوب؛ گرامی (اغلب در ترکیب 亲爱的)

Story: 亲 را به نزدیکی و صمیمیت ربط بده و 爱 را عشق تصور کن؛ کسی که به او نزدیک و علاقه‌مند هستی، برایت عزیز است.

مثال: 亲爱的朋友,你好吗?

دوست عزیزم، حالت چطور است؟

30
New cards

再次

zàicì

دوباره؛ بار دیگر

Story: 再 یعنی دوباره و 次 یعنی بار یا مرتبه؛ کنار هم یعنی یک بار دیگر.

مثال: 请再次说明。

لطفاً یک بار دیگر توضیح بده.

31
New cards

开展

kāizhǎn

آغاز کردن و پیش بردن؛ به راه انداختن؛ اجرا کردن

Story: 开 را مثل باز کردن و آغاز کردن تصور کن و 展 را مثل گسترش دادن؛ کنار هم یعنی کاری را آغاز کرده و گسترش دادن.

مثال: 学校开展了活动。

مکتب یک برنامه را برگزار کرد.

32
New cards

绿色

lǜsè

سبز؛ در ترکیب‌های محیط‌زیستی به معنی سازگار با محیط زیست نیز می‌آید.

Story: 绿 یعنی سبز و 色 یعنی رنگ؛ کنار هم یعنی رنگ سبز.

مثال: 我喜欢绿色。

من رنگ سبز را دوست دارم.

33
New cards

环保

huánbǎo

حفاظت از محیط زیست؛ محیط‌زیستی

Story: 环 را به محیط یا پیرامون ربط بده و 保 را حفظ کردن تصور کن؛ کنار هم یعنی محافظت از محیط زیست.

مثال: 我们应该环保。

ما باید از محیط زیست محافظت کنیم.

34
New cards

拒绝

jùjué

رد کردن؛ نپذیرفتن؛ امتناع کردن

Story: 拒 را به پس زدن ربط بده و 绝 را به قطع کردن؛ کنار هم یعنی درخواست یا پیشنهاد را رد کردن.

مثال: 他拒绝了我的帮助。

او کمک مرا رد کرد.

35
New cards

浪费

làngfèi

هدر دادن؛ اسراف کردن؛ اتلاف

Story: 浪 را مثل موجی تصور کن که چیزی را با خود می‌برد و 费 را به مصرف یا هزینه ربط بده؛ چیزی که بیهوده مصرف شود، هدر رفته است.

مثال: 不要浪费水。

آب را هدر نده.

36
New cards

节约

jiéyuē

صرفه‌جویی کردن؛ حفظ کردن منابع؛ مصرف کمتر

Story: 节 را به محدود کردن و اندازه نگه داشتن ربط بده و 约 را به کم و محدود بودن؛ کنار هم یعنی صرفه‌جویی.

مثال: 我们应该节约用水。

ما باید در مصرف آب صرفه‌جویی کنیم.

37
New cards

资源

zīyuán

منابع؛ امکانات و مواد قابل استفاده

Story: 资 را به امکانات و سرمایه ربط بده و 源 را مثل سرچشمه تصور کن؛ سرچشمهٔ امکانات و چیزهای قابل استفاده یعنی منابع.

مثال: 水是重要的资源。

آب یک منبع مهم است.

38
New cards

光

guāng

تمام کردن؛ کاملاً مصرف کردن (در ساختار 光……)؛ همچنین به معنی نور و روشنایی

Story: 光 به معنی نور را مثل چراغی تصور کن که همه‌جا را روشن می‌کند؛ در بعضی ساختارها، 光 مفهوم «همه یا تمام» را می‌دهد.

مثال: 饭吃光了。

غذا کاملاً خورده شد.

39
New cards

垃圾

lājī

زباله؛ آشغال

Story: هر دو حرف 垃圾 از ریشهٔ 土 (خاک) استفاده می‌کنند؛ آن‌ها را کنار زباله‌هایی تصور کن که روی زمین افتاده‌اند.

مثال: 请把垃圾放进垃圾桶。

لطفاً زباله را داخل سطل زباله بینداز.

New:

  • 请 qǐng = لطفاً

  • 把 bǎ = نشانگر ساختار 把

  • 放进 fàngjìn = داخل گذاشتن

  • 桶 tǒng = سطل


40
New cards

分类

fēnlèi

دسته‌بندی کردن؛ طبقه‌بندی

Story: 分 یعنی تقسیم کردن و 类 یعنی نوع یا دسته؛ کنار هم یعنی تقسیم کردن چیزها بر اساس دسته‌هایشان.

مثال: 我们把垃圾分类。

ما زباله‌ها را دسته‌بندی می‌کنیم.

41
New cards

日常

rìcháng

روزمره؛ روزانه؛ امور معمول زندگی

Story: 日 یعنی روز و 常 یعنی معمول یا همیشگی؛ کنار هم یعنی چیزی که در روزهای معمول تکرار می‌شود.

مثال: 这是我的日常生活。

این زندگی روزمرهٔ من است.