1/49
Looks like no tags are added yet.
susceptible
مستعد، آسیب پذیر

prone to errors
مستعد خطاها

to hinder
مانع شدن، مختل کردن

to reconcile
سازگار کردن، رفع اختلاف کردن

clutter
به هم ریختگی

to exceed
فراتر رفتن، تجاوز از حد مجاز

to sustain
حفظ کردن، تداوم بخشیدن (+ s)

to trigger
باعث شدن، فعال کردن

implicit
ضمنی، غیر صریح

explicit
صریح (e)

detrimental
زیان بار

subsequently
متعاقبا، پس از آن

tentative
موقت، غیرقطعی

candid
صریح، بی پرده (c )

demeanor
رفتار، طرز برخورد

frank
رک، صریح (f)

impartial
بی طرف، منصف

artful
ماهرانه، زیرکانه

to resent
دلخور بودن، کینه به دل گرفتن

reluctance
بی میلی، اکراه

receptive
پذیرای ایدهها، پذیرا

condescending
تحقیرآمیز، از بالا به پایین
misconception
تصور غلط، سوءبرداشت

artifice
ترفند، حیله

to deduce
استنتاج کردن ( + d)

to hypothesize
فرضیه سازی کردن

to substantiate
مستند کردن، اثبات کردن
Scrupulous
اصولمدار، باوجدان

unsound
ناسالم

fallacy
مغلطه

premise
مقدمه، فرض اولیه

predicament
مخمصه

to discern
تشخیص دادن، تمیز دادن

conjecture
حدس، گمانه

to scrutinize
عمیقاً اندیشیدن، تأمل کردن

to reconsider
تجدید نظر کردن (rec)

to corroborate
تأیید کردن با شواهد تکمیلی

to invalidate
بیاعتبار کردن

ambivalent
دارای احساسات دوگانه، مردد (a)

to liaise
هماهنگی و ارتباط کاری برقرار کردن

to expedite
تسریع کردن (e)

remuneration
دستمزد، حق الزحمه

Feasibility
امکان پذیری

impediment
مانع، بازدارنده

delegation
واگذاری وظایف، تفویض اختیار

tenure
دوره تصدی

to mandate
دستور رسمی صادر کردن، الزام کردن

viability
قابلیت دوام، امکان موفقیت

divergence
واگرایی، اختلاف

lucrative
پردرآمد، سودآور
